برگردان به زبان ساده
شام شد زلف سیاه تو به یادم آمد
گشت طالع مه و ماه تو به یادم آمد
هوش مصنوعی: شب که فرا رسید، زلف سیاه تو در ذهنم تداعی شد و ستارهها و ماه به یادم آمدند.
دوش در بادیه رم کرده غزالی میگشت
گردش چشم سیاه تو به یادم آمد
هوش مصنوعی: روز گذشته در بیابان، گوزنی خیالانگیز در حال حرکت بود و در آن لحظه، یاد چشمهای سیاه تو به یاد من آمد.
بر سر شاخ کله گوشه گل باد شکست
شکن طرف کلاه تو به یادم آمد
هوش مصنوعی: در لب درختی نشستهام و خاطرهای از تو به یادم میآید، مانند غنچهای که به خاطر باد، به سمت زمین افتاده است.
خنجر غرقه به خون در کف مستی دیدم
تیغ خونریز نگاه تو به یادم آمد
هوش مصنوعی: در حالت مستی، خنجری که در خون فرو رفته بود را دیدم و به یاد نگاه خونریز تو افتادم.
به خسی آتشی از جلوه برقی افتاد
حال خود بر سر راه تو به یادم آمد
هوش مصنوعی: درخشش و زیبایی آتش به چشم من افتاد تا جایی که خاطرات تو در ذهنم زنده شد.
تیری آمد به هدف تند ز شستی مشتاق
سرعت ناوک آه تو به یادم آمد
هوش مصنوعی: تیر تند و سریعی به هدف خورد که نشانهای از سرعت و شتاب آن بود. این موضوع باعث شد که من به یاد تو بیفتم.