برگردان به زبان ساده
روزی که مرغ وحشی دل با تو رام بود
نه نامی از قفس نه نشانی ز دام بود
هوش مصنوعی: روزی که پرنده آزاد و وحشی به تو توجه داشت و آرام بود، نه خبری از قفس بود و نه نشانهای از دام.
سرکش مشو ز ناز که گلچین روزگار
با گلبن آنچه کرد گل انتقام بود
هوش مصنوعی: دست از ناز و خودخواهی بردار، زیرا فروردین جهان با باغ گل به انتقام اقدام کرده است.
مردم ز آرزوی وصال تو کین ثمر
هرگز نگشت پخته و تابود خام بود
هوش مصنوعی: مردم به خاطر آرزوی رسیدن به تو، از آن خوشحالند، ولی این آرزو هیچگاه به نتیجهی واقعی و کامل نرسیده است و هنوز ناپخته و خام باقی مانده است.
میکش نیم کنون که مرا آفریدهاند
زان مشت گل که گاه سبوگاه جام بود
هوش مصنوعی: در حال حاضر در حال زندگی هستم و این زندگی از نیرویی ناشی میشود که مرا به وجود آورده است. این نیرو مانند گلی است که روزی ظرفی برای نوشیدنی بوده و حالا به من زندگی بخشیده است.
افغان که گشت هاله خط بوته گداز
حسن ترا که غیرت ماه تمام بود
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف زیبایی و جذابیت شخصی میپردازد که به عنوان یک منبع الهام در دل دیگران تأثیر میگذارد. آن فرد به قدری باوقار و شگفتانگیز است که زیباییاش مانند نوری در میان هالهای از دودی از بین میرود، و این زیبایی در مقایسه با باقی زیباییها بسیار برجسته و چشمنواز است. در واقع، شاعر از غیرت و عظمت این زیبایی یاد میکند که همواره در بین دیگران خود را نشان میدهد.
شادم ز بیخودی که چه با غیر دیدمش
نشناختم که غیر کهو او کدام بود
هوش مصنوعی: من از بیخبری خوشحالم، زیرا هرگز نتوانستم کسی را جز او ببینم و نشناختم که غیر او چه کسی است.
مشتاق لب به بند که افتاد در قفس
طوطی باین گناه که شیرین کلام بود
هوش مصنوعی: عاشق که به دام افتاد، مانند طوطی در قفس میماند، با این تفاوت که او به خاطر سخنانی شیرین و دلنشین گرفتار شده است.