برگردان به زبان ساده
سر کوی اوست جایی که صبا گذر ندارد
چه عجب که مردم از غم من و او خبر ندارد
هوش مصنوعی: در جایی که محبوب من زندگی میکند، نسیمی هم نمیتواند بگذرد؛ چه جای تعجبی دارد که دیگران از درد و غم من و او بیخبر هستند.
چه کسی که هر که گردد به تو چون هدف مقابل
اگرش به تیر دوزی ز تو چشم بر ندارد
هوش مصنوعی: هر کسی که به تو نگاهی بیندازد، مانند هدفی است که تیرانداز بر روی آن نشانه میگیرد و هیچگاه از تو غافل نخواهد شد.
شب هجر ناله من که ز سنگ خون گشاید
چه دل است یارب آن دل که در او اثر ندارد
هوش مصنوعی: در شب فراق، صدای نالهام به قدری دردناک است که حتی سنگ را هم به گریه میآورد. اما ای خدا، این دل چه دلی است که هیچ اثری از درد و رنج در آن حس نمیشود؟
نه همین منم به رویت نگران کجاست چشمی
که به صد هزار حسرت به رخت نظر ندارد
هوش مصنوعی: من همان کسی هستم که نگران توام، اما نمیدانم چشمی که به تو با صد هزار حسرت مینگرد، کجاست.
ز جفای غیر مشتاق اگر از درت کشد پا
به کجا رود که راهی به در دگر ندارد
هوش مصنوعی: اگر کسی به خاطر بیمهری دیگران از در تو خارج شود، به کجا خواهد رفت وقتی که راهی به در دیگر ندارد؟