برگردان به زبان ساده
سازوبرگ طرب از ساغر و مینا نشود
شاهدی تا نبود عیش مهیا نشود
هوش مصنوعی: برای برگزاری یک جشن پرنشاط و شاد، وجود مشروبات و ظروف زیبای آن لازم است. تا زمانی که امکانات و شرایط خوشی فراهم نباشد، نمیتوان انتظار داشت که کسی حضور داشته باشد و لذت ببرد.
بیتو از سیل سرشکی که به مژگان دارم
نیست در عهد من آنشهر که صحرا نشود
هوش مصنوعی: بدون تو، اشکی که از چشمم میریزد مانند سیلاب است، و در این زمان، آن شهری که در آن زندگی میکنم هرگز به بیابان تبدیل نخواهد شد.
بسکه از جوش دلم اشگ بخود مینالد
نیست در چشم من آنقطره که دریا نشود
هوش مصنوعی: به خاطر هیجانی که در دل دارم، اشک به چشمانم میریزد، اما در چشمانم حتی یک قطره هم نیست که به اندازهای باشد که به دریا تبدیل شود.
دل روشن رسدش از در و دیوار شکست
صرفه سنگ در آنست که مینا نشود
هوش مصنوعی: دل روشن او از هر سو که نگاه کند، شکستگیها و کاستیها را میبیند، اما ارزش سنگ را در جایی میفهمد که دیگر به مینا تبدیل نمیشود.
منکه در خون کشدم ناخن بیمت چون تیغ
به که از رشته کارم گرهی وا نشود
هوش مصنوعی: من که به خاطر تو به شدت رنج میکشم و خون دل میخورم، بهتر است این وضع را تحمل کنم تا اینکه کارهای من گرهخورده و به کسی وابسته باشم.
از من گم شده جوئی چه نشان در ره عشق
هرکه گم گشت درین بادیه پیدا نشود
هوش مصنوعی: اگر در راه عشق به دنبالم میگردی، باید بدان که هر کسی که در این راه گم شده باشد، دیگر نتوان او را پیدا کرد.
مگذر از خاک در پیر خرابات کجاست
کشد آن کور که این سرمه و بینا نشود
هوش مصنوعی: از خاک در اینجا رد نشو، زیرا مکان آنجا پیدا نیست. کسی که کور است هیچگاه نمیتواند با سرمه بینا شود.
عزم رفتن نکنم هرگز از آنکو مشتاق
که مرا پاس وفا سلسله پا نشود
هوش مصنوعی: هرگز تصمیم به رفتن نمیگیرم از نزد کسی که به او عشق دارم و وابستهام، زیرا نگرانم که این وابستگی، موجب نشود که پایبندیام را به او از دست بدهم.