برگردان به زبان ساده
پایی به پای دشتنوردم نمیرسد
گردی به گرد بادیهگردم نمیرسد
هوش مصنوعی: کسی که در دشت قدم میزند، نمیتواند به پای من برسد و هیچ گرد و غباری هم نمیتواند در بیابان به من نزدیک شود.
حال مرا شنید و نپردازدم به حال
دردم به او رسید و به دردم نمیرسد
هوش مصنوعی: احساس من را متوجه شد، اما من به مشکل خودم اشاره نکردم. او به من نزدیک شد، اما نمیتواند کمکی به درد من کند.
داند مریض خویشم و آسوده خوانَدَم
من در گمان اینکه به دردم نمیرسد
هوش مصنوعی: من بیمار خود را میشناسم و با این حال او را آرام و بیخیال خطاب میکنم، در حالی که فکر میکنم او به درد من نخواهد رسید.
باد خزان گلشن خویشم جدا ز تو
آفت به باغی از دم سردم نمیرسد
هوش مصنوعی: باد خزان به باغ من میوزد و من از تو دور هستم، اما این دمدمی که به من میرسد، آسیب و آفتی برای باغم به همراه ندارد.
خون گریم از غم تو و داغم که هیچ رنگ
از اشک سرخ بر رخ زردم نمیرسد
هوش مصنوعی: از درد فراق تو آنقدر گریه میکنم که دیگر اشکهایم رنگی ندارند و این رنج و اندوه چهرهام را زرد کرده است.
مشتاق درد نامه عشاق خواندهام
افسانهای به قصه دردم نمیرسد
هوش مصنوعی: دلم خیلی برای عشق تنگ شده است و با هیجان و شوق درد و رنج عاشقان را میخوانم، اما فکر میکنم داستان من به هیچ وجه به آن قصهها نمیرسد.