برگردان به زبان ساده
گشاید از در میخانه هر در کاسمان بندد
مبادا در بروی هیچ کس پیر مغان بندد
هوش مصنوعی: میخانه همواره برای همه باز است و هیچکس را از ورود به آن منع نمیکند، تا مبادا کسی از نعمت آن بیبهره بماند. در این میان، پیر مغان (راهنما یا سرپرست میخانه) هرگز در این راه مانع ایجاد نمیکند.
بدشمن عهد یاری یار ما محکم چنان بندد
که نتواند بکوشش بگسلد با دوستان بندد
هوش مصنوعی: دشمن به عهد و پیمان خود نسبت به یار ما اینقدر محکم است که نمیتواند با تلاش برای گسست آن، به دوستان خود متصل شود.
چه حاجت تیغ بندد بر میان کز شوق میمیرم
بقتلم چون میان نازک آن نازک میان بندد
هوش مصنوعی: چه نیازی است که کسی با شمشیر به من آسیب برساند؟ من از شوق و عشق به او دارم میمیرم، حتی اگر او به نرمی و با دقت به قلبم ضربه بزند.
جفاکارند خوبان سهی قد وای بر مرغی
کزین نازک نهالان بر نهالی آشیان بندد
هوش مصنوعی: خوبان با قد بلندشان سختی میکشند و بیچاره پرندهای که از این شاخههای نازک به یک درخت کوچک لانه میسازد.
سرم رفت از زبان بر باد شمعآسا خوشا آنکس
که در هر محفل آمد گوش بگشاید زبان بندد
هوش مصنوعی: سرم پر از سخن است و مانند شمع در حال سوختن میباشد. خوش به حال کسی که در هر جمعی حاضر میشود، با گوش شنوا به حرفها گوش میدهد و خود زبانش را بسته نگه میدارد.
بخونم چون نغطاند خدنگ آن شکار افکن
که بر خاک افکند صد صید تازه بر کمان بندد
هوش مصنوعی: من باید بخوانم چون تیراندازی که شکارش را هدف قرار داده و بر زمین افکنده، اکنون تعدادی صید تازه بر کمانش مینهد.
چه فیضم از بهار حسن او رسم قدیمست این
که چون فصل گل آید باغ را در باغبان بندد
هوش مصنوعی: در بهار وقتی زیبایی او به نمایش درمیآید، سنتی وجود دارد که باغبان در زمان شکوفایی گلها به باغ میپردازد و آن را به بهترین شکل مدیریت میکند.
نیم پی بستگی مشتاق هرگز از دو زلف آن
گره پیوسته از کارم گر این بگشاید آن بندد
هوش مصنوعی: نیمهای از عشق و وابستگی من همیشه به دو زلف آن معشوق گره خورده است. اگر یکی از آنها را باز کند، دیگری دوباره مرا به بند خواهد کشید.