برگردان به زبان ساده
ای بر سبیل حاجت صد محتشم گدایت
وی درکمال حشمت ارباب حاجت از تو
هوش مصنوعی: ای کسی که در راه نیازمندی به تعداد بسیاری از گدایان ارجمند، تو در اوج شکوه و عظمت هستی. ارباب نیازمندان از تو بهرهمند میشوند.
در کوچهٔ ظرافت عمری دواندام از جهل
کردم در آخر اما کسب ظرافت از تو
هوش مصنوعی: من در کوچهٔ ظرافت مدت زیادی سرگردان بودم و از نادانی خود رنج بردم، ولی در نهایت موفق شدم که ظرافت را از تو بیاموزم.
از مهر من بناحق کردی تمسکی راست
زانسان که اهل حجت کردند حیرت از تو
هوش مصنوعی: تو به ناحق به من بیاحترامی کردی، در حالی که انسانها با استدلال و برهان باعث حیرت من شدهاند.
وین دم به رسم تحصیل دارد کسی که برده
در عرصهٔ سیاست گوی صلابت از تو
هوش مصنوعی: این زمان، به نوعی نشانهای است برای کسی که در میدان سیاست قرار گرفته و میخواهد از قدرت و استقامت تو بهرهبرداری کند.
ما را نه زر که سازیم او را تسلی از خود
نه شافعی که خواهد یک لحظه مهلت از تو
هوش مصنوعی: ما نه به ثروت نیاز داریم که بتوانیم او را به آرامش برسانیم و نه به کسی که بخواهد ما را از عذاب نجات دهد و فقط یک لحظه مهلت به ما بدهد.
کو داوری که اکنون گیرد درین میانه
وجه تمسک از من جرم خیانت از تو
هوش مصنوعی: کسی را پیدا کن که در این وسط قضاوت کند، که من به دلیل قصدم نیاز به کمک دارم و تو به خاطر خیانتهایت تحت سرزنش هستی.
اما چه هیچ کس نیست کز وی برآید این کار
عجز و تنزل از ما لطف و مروت از تو
هوش مصنوعی: اما هیچکس نیست که از او بروز نکند این ضعف و سقوط از سوی ما و محبت و انسانیت از سمت تو.