برگردان به زبان ساده
ای بخت میرساند از اشفاق بیقیاس
ادبار با هزار تواضع سلام تو
هوش مصنوعی: ای بخت، با تمام سفارشی که دربارهی بینظمی و ناامیدی شنیدهای، با خضوع و احترام مخصوصی به سلام تو میرساند.
پیک صبا ز روضهٔ نومیدی آمده
با یک جهان شمامه به طوف مشام تو
هوش مصنوعی: باد صبحگاهی از باغ امید برایت آمده و با خود یک عالم گل به مشامت میرساند.
دارد خبر که عامل دارالعیار یاس
صد سکه زد تمام مزین به نام تو
هوش مصنوعی: خبر رسیده که شخصی از دارالعیار یاس صد سکه را ضرب کرده و همهی آنها به نام تو تزیین شده است.
جغدی که در خرابهٔ ادبار خانه داشت
دارد سر تو طن دیوار بام تو
هوش مصنوعی: جغدی که در خرابههای نابودی زندگی میکند، به دیوار و سقف خانه تو تکیه کرده است.
دل میزند به زمزمه بر گوش محتشم
حرف شکست طنطنه احتشام تو
هوش مصنوعی: دل به نغمهای آرام و ملایم گوش میسپارد که به نوعی شکوه و عظمت تو را منعکس میکند.
آن ساقی که شهد لقا میدهد به خلق
سر داده است زهر فنا را به جام تو
هوش مصنوعی: آن کسی که به مردم شراب وصال میدهد، زهر نابودی را در جام تو ریخته است.
صد شیشه پر ز زهر هلاهل نمیکند
آن تلخی که کرده طبر زد به کام تو
هوش مصنوعی: صد شیشه پر از زهر کشنده، نمیتواند تلخیای را که طبر (دشنه) به دهان تو آورده، از بین ببرد.
مشکل اگر بهم رسد اسباب صحتش
زخم کهن جراحت در التیام تو
هوش مصنوعی: وقتی برای من مشکلی پیش میآید، به خاطر زخمهای کهنهای است که هنوز در حال بهبود هستند.
ای دل غریب صورتی آخر شد آشکار
از نظم پر غرابت سحر انتظام تو
هوش مصنوعی: ای دل بییاور، در نهایت یک صورت زیبا از نظم عجیب سحر به نمایش درآمد، که نشاندهندهی زیبایی و ترتیب توست.
بود این صدا بلند که خسرو طبیعتان
هستند از انقیاد طبیعت غلام تو
هوش مصنوعی: این صدا به وضوح شنیده میشود که خسروانی از طبیعت هستند و به همین دلیل تحت تأثیر و تسلط آن قرار دارند و در واقع، طبیعت را همچون غلام خود میدانند.
و ایام پر سخن زده بر بام هفت چرخ
صد بار بیش نوبت شاهی به نام تو
هوش مصنوعی: ایام پرحرف و حدیث بر اوج آسمان، بارها نام تو را بر سر زننده سلطنت جلوهگر ساخته است.
وز فوق عالم ملکوتند فوج فوج
مرغان معنوی متوجه به دام تو
هوش مصنوعی: از بالا و از دنیای معنوی، گروه گروه پرندگان روحانی به سمت دام تو میآیند.
دارد فلک هوس که نهد پردههای چشم
در زیر پای خامه رعنا خرام تو
هوش مصنوعی: آسمان آرزو دارد که پردههای چشم را به زیر پای زیبایی و نازایی تو بیندازد.
وز اخذ نقدکان طبیعت نهان و فاش
در گردن ملوک کلام است وام تو
هوش مصنوعی: از نظر طبیعت، با شناخت و علم به موهبتهای پنهان و آشکار، ارزش و اهمیت کلام نزد پادشاهان مشخص میشود. و این کلام در واقع ودیعهای است که به آنها داده شده است.
خویت طبیعت است که دارد رواج بیش
بلغور نیم پخته ز اشعار خام تو
هوش مصنوعی: طبیعت تو به گونهای است که خامی و ناپختگی اشعار تو به وضوح دیده میشود و به همین دلیل، در بین مردم شناخته شده است.
بخشندهای که خرمن زر میدهد به باد
گاهی نمیدهد به بهای کلام تو
هوش مصنوعی: بخشش و نعمتهایی که در دنیا وجود دارند، ممکن است به آسانی از دست بروند، و گاهی اوقات چیزی که میگوییم یا درخواست میکنیم، به اندازه لازم ارزش ندارد تا پاسخگوی آن باشیم.
وز بهر خیر و شر خبر یک غراب نیز
ننشست ازین دیار به دیوار بام تو
هوش مصنوعی: برای سود و زیان، حتی یک crow هم از اینجا به دیوار بام تو نیامده است.
پیغام مور را ز سلیمان جواب هست
یارب چرا جواب ندارد پیام تو
هوش مصنوعی: پیام مور به سلیمان رسید، اما چرا در پاسخ به تو، ای خدا، خبری نیست؟
آن کامکار را نظری هست غالبا
در انتظار گفتهٔ سحر التزام تو
هوش مصنوعی: آن فرد موفق همیشه در انتظار گفتههای سحرگاهی تو است و به تو توجه دارد.
بر لوح خاک نام تو ناموس شعر بود
ای خاک بر سر تو و ناموس و نام تو
هوش مصنوعی: در دل زمین، نام تو حک شده است و این نام، قدر و منزلت شعر را میسازد. ای خاک، بر سرت نام و مقام تو باقی خواهد ماند.
بر یک تن از ملوک گمان بد که چون شود
گنجینه سنج نظم بلاغت نظام تو
هوش مصنوعی: اگر در مورد یکی از پادشاهان بدگمانی داشته باشی، این بدگمانی چطور میتواند باعث شود که گنجینهای از سخنان زیبا و نظام بلاغت تو تحت تاثیر قرار گیرد؟
از طبع خسروانه کند امتیاز آن
وز لطف حاتمانه کند احترام تو
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که ویژگیهای شاهانه و اصیل، باعث میشود که انسانها از هم متمایز شوند و همین ویژگیها به احترام و محبت بیشتری نسبت به تو منجر میشود.
بندد به دست به اذل بخشنده تا ابد
وز شغل مدح خود کمر اهتمام تو
هوش مصنوعی: دست خود را به دستان بخشنده و مهربان ببند و همواره در مدح و ستایش او تلاش کن.
از خود گشود دست و به زنجیر یاس بست
پای تحرک قلم تیز گام تو
هوش مصنوعی: او با دست خود زنجیری از ناامیدی به پاهای جنبش تو بست.
وز بهر حبس شخص تمنا زد از جفا
قفل سکوت بر در درج کلام تو
هوش مصنوعی: به خاطر حبس شخص مورد نظر، او از روی ناراحتی و جفا، قفل سکوت را بر در سخنان تو گذاشت.
فکر فسان کن ای دل اگر شاعری که سخت
شمشیر شعر کند شد اندر نیام تو
هوش مصنوعی: ای دل، اگر شاعری پیدا شود که شعرش مانند شمشیر تند و برنده است، چه فکرها و خیالاتی میکنی؟
بگشا زبان و جایزه مدح خود به خواه
گو ثبت در کتاب طمع باش نام تو
هوش مصنوعی: خود را به زبان بیاور و با تعریف و تمجید از خود، به آنچه میخواهی دست یابی. امیدوار باش که نامت در میان نامهای بزرگ ثبت شود.
صد نقص هست در طمع اما نمیرسد
نقصی ازین طمع به عیار تمام تو
هوش مصنوعی: در طمع و خواستهها بسیاری عیب و نقص وجود دارد، اما هیچ کدام از این نقصها به اندازهای نیست که به ارزش و کیفیت تو آسیب برساند.
این جان شاه مشرب جمجایم سخاست
جمشید خان وسیلهٔ عیش مدام تو
هوش مصنوعی: این جان به خاطر خوشگذرانتی و لذتجویی پادشاهان و بزرگانی چون جمشید است که همواره راهی برای شادی و سرور ایجاد میکنند.
پوشیده دار آن چه کشیدی که عنقریب
کوشیده در حصول مراد و مرام تو
هوش مصنوعی: آنچه را که تجربه کردهای، مخفی نگهدار، زیرا به زودی در تلاش برای رسیدن به هدف و آرزویت خواهی بود.
بندی چو در ثبات حیات وی از دعا
زه در کمان مباد و خطا در سهام تو
هوش مصنوعی: اگر در زندگی خود ثبات و استقامت داشته باشی، دعا و خواستههایت مانند تیرهای کمان به سمت هدف رفته و گمراه نمیشوند.
خورشید طالع ظفرش باد بیغروب
تا صبح حشر زادعیهٔ صبح و شام تو
هوش مصنوعی: خورشید پیروزیاش همیشه در اوج است و هرگز غروب نمیکند. این خورشید از صبح تا شب، نشانهای از شکوه و عظمت توست.