برگردان به زبان ساده
اگر خرمنی را تبه کرد برقی
که دودش گذر کرد از چرخ گردان
هوش مصنوعی: اگر برقی بُرَد و خرمن (محصول انبار شده) را خراب کند، آن دود ناشی از سوختن آن به سرعت از چرخهای گردان عبور میکند.
وگر خانهای را ز جا کند سیلی
که صد دیده گردیده چون ابر نیسان
هوش مصنوعی: اگر سیل خانهای را جابهجا کند، مانند ابرهای بهاری که به صدها چشم نمک میزند.
وگر بحر جمعیتی خورده برهم
که یک شهر را پرتوش کرده ویران
هوش مصنوعی: اگر دریایی از جمعیت به هم بریزد، میتواند شهری را به ویرانی بکشاند.
اجل گرد ماتم رسانیده دیگر
ز صحرای غبرا به ایوان کیهان
هوش مصنوعی: مرگ به ما نزدیک شده و از بیابان غبارآلود به دنیای بزرگ و وسیع آمده است.
چو موجی زد این بحر یارب که یک سر
تبه گشت و برخاست صد گونه طوفان
هوش مصنوعی: اکنون بحر به شدت متلاطم شده است، به طوری که یک سر آن ویران شده و در عین حال صد نوع طوفان برخواهد خاست.
چو باد مخالف برآمد که یک گل
تلف گشت و صد خار ازو ماند برجان
هوش مصنوعی: زمانی که باد مخالف وزید، یک گل از بین رفت و صد خار همچنان به زندگی ادامه داد.
که داد ای فلک آخرین تیغ کینت
که پیوند یاران بریدی بدین سان
هوش مصنوعی: ای آسمان، چرا آخرین شمشیر انتقام خود را بر سر ما نواختی و باعث شدی که پیوند دوستانمان از هم گسسته شود؟
که کرد ای سپهر این قدرها دلیرت
که کار به این مشکلی کردی آسان
هوش مصنوعی: ای آسمان، چه سلطهای بر تو حاکم است که اینقدر شجاعانه عمل کردی و شرایط سخت را به آسانی تبدیل کردی؟
چه مقصود بودت که یک دودمان را
چراغ فرح کشتی از باد حرمان
هوش مصنوعی: چه هدفی داشتید که شادی و روشنایی را از یک نسل گرفتید و آنها را به زحمت و ناامیدی دچار کردید؟
زدی بیمحل چنگ در حبیب عمرش
دریدی ز سنگین دلی تا به دامان
هوش مصنوعی: تو در جایی نامناسب بیمحابا به کسی آسیب زدی و عمر او را به درد و رنج کشاندی و این کار را به خاطر سنگینی دل خودت انجام دادی.
تو را از دل آمد که آن تازه گل را
کنی همچو خاشاک با خاک یکسان
هوش مصنوعی: تو از عمق دل برآمدهای که آن گل تازه را مانند خاشاک به خاک بسپاری و نابود کنی.
تو چون کندی از باغ جان گلبنی را
که گل بوی گل داشت از نکهت آن
هوش مصنوعی: تو هنگامی که از باغ جان دور شوی، مانند گلی خواهی بود که بوی خوش گل را از عطر و نکهت خود از دست میدهد.
تو چون جیب جان پاره کردی گلی را
که میآمدش بوی جان از گریبان
هوش مصنوعی: تو به گونهای دلی را شکستی که گلی را که بوی زندگی میداد، از خود دور کردی.
درین ماتم ای دوستان دور نبود
اگر از دل دشمنان خیزد افغان
هوش مصنوعی: این درگیری و اندوهی که وجود دارد، شاید از دل دشمنان نیز فریاد برآید و به گوش برسد.
سزد گر ازین غصهٔ بدخواه صد ره
گزد پشت دست تاسف به دندان
هوش مصنوعی: اگر کسی از شر بدخواهان غمگین شود، حق دارد که بارها به خاطر این درد، پشت دندانش را بفشارد و احساس تاسف کند.
چو او بود مقصود و گلزار هستی
پدر را درین برک ریزنده بستان
هوش مصنوعی: زمانی که او وجود دارد، مقصود و هدف زندگی و زیبایی طبیعت همچون پدر، در باغی که به ما زندگی میبخشد، جاری است.
چو گلدستهای بود آن نخل نورس
که از گلشن جانش آورد دوران
هوش مصنوعی: آن نخل جوان مانند گلدستهای است که از باغ زندگیاش برکت و طراوت میآورد.
همان به که از بهر تاریخ فوتش
به کلک بدایع رقم خوش نویسان
هوش مصنوعی: بهتر است که برای ثبت یادبود فوت او، هنرمندان خوشنویس با قلمی زیبا و هنری تاریخ او را بنویسند.
نویسند مقصود گلزار هستی
نگارند گلدستهٔ گلشن جان
هوش مصنوعی: نویسنده به زیبایی و دلنشینی زندگی اشاره میکند و میخواهد که آن را به شکلی زیبا و جذاب به تصویر بکشد. این زندگی مانند گلی است که در باغی پر از رنگ و عطر شکوفا شده است.