برگردان به زبان ساده
حکمی که همچو آب روان در دیار اوست
خونریز عاشقان تبه روزگار اوست
هوش مصنوعی: حکمی که به راحتی و به طور طبیعی در سرزمین او جاری است، باعث ویرانی و نابودی عاشقان در زمان آنها شده است.
از غیرتم هلاک که بر صید تازهای
هم زخم زخم کاری و هم کار کار اوست
هوش مصنوعی: از شدت غیرتم به حالت ناگواری رسیدهام، چون حتی بر شکار تازهای هم جراحتهایم را دارم و هم خود شکار نیز به کاری که کرده دچار است.
خون میچکاند از دل صد صید بینصیب
تیر شکاری که نصیب شکار اوست
هوش مصنوعی: دلهایی که از عشق و احساس پر شدهاند، مانند شکارچیانی هستند که از زخمی شدن شکار خود رنج میبرند. تیر شکارچی به هدف میخورد و در این میان، دلهای بینوا و بینصیب درد و رنج خود را تحمل میکنند.
بدعاقبت کسی که چو من اعتماد وی
بر عهدهای بسته نا استوار اوست
هوش مصنوعی: کسی که مانند من به مطمئن بودن بر وعدههای بیپایه و سست اعتماد کرده، سرانجام خوبی نخواهد داشت.
حرفی که میگذارد و میداردم خموش
لطف نهان و مرحمت آشکار اوست
هوش مصنوعی: کلامی که او میگوید و من در ذهنم نگه میدارم، به خاطر لطف پنهان و محبت واضح اوست.
باغیست تازه باغ عذارش که بی گزاف
صد فصل در میان خزان و بهار اوست
هوش مصنوعی: باغی تازه و شکوفاست که بدون هیچ دلیلی در هر دو فصل خزان و بهار، زیبایی خاص خود را دارد.
نیکوترین نوازش جانان محتشم
آزار جان خسته و جسم فکار اوست
هوش مصنوعی: بهترین و زیباترین محبت معشوق، درواقع آزار و رنجاندن جان خسته و جسم ناتوان اوست.
فریاد اگر نه جابر آزار او شود
سلمان جابری که خداوندگار اوست
هوش مصنوعی: اگر فریاد نزنیم، ممکن است جابری به ما آسیب برساند، اما سلمان، که خداوندگار اوست، در کنار ماست.