برگردان به زبان ساده
نهال گلشن دل نخل نو رسیدهٔ اوست
بهار عالم جان خط نودمیدهٔ اوست
هوش مصنوعی: دلش به مانند درختی تازهرسیده در گلشن است و بهار زندگیاش با روح و جان او همراه شده است.
ز چشم او به نگه کردنی گرفتارم
که از نهفته نگههای برگزیدهٔ اوست
هوش مصنوعی: من به زیبایی نگاه او گرفتار شدهام، زیرا در نگاهش رازها و زیباییهای پنهانی وجود دارد که آنها را به دقت انتخاب کرده است.
ز شیوههای خدا آفرین او پیداست
هزار شیوهٔ نیکو که آفریده اوست
هوش مصنوعی: از طریق روشهای خداوند مشخص است که او هزاران روش نیکو را خلق کرده است.
به دست تنگ قبائی دلم گرفتار است
که هر که راست دلی حبیب جان دریدهٔ اوست
هوش مصنوعی: دل من به خاطر محبت و احساساتی که دارد، در تنگنای سختی قرار گرفته است. هر کسی که صادق و راستدل باشد، در حقیقت، دوست واقعی و عاشق بینهایت اوست.
ازو کشنده تر است آن سیاه نا پروا
که چشم باده کش سرمهٔ ناکشیدهٔ اوست
هوش مصنوعی: آن سیاهمویی که بیپرواست و از او خطرناکتر است، چشمی دارد همچون باده که به سادگی میتواند دل را برباید، چشمی که سرمهای بر آن زده نشده است.
چو میروی پی صیدی هزار گونه شتاب
نهفته در حرکتهای آرمیدهٔ اوست
هوش مصنوعی: زمانی که به دنبال شکار میروی، هزاران نوع شتاب و تلاطم در آرامش حرکات او پنهان شده است.
به باغ او نروی ای طمع به گل چیدن
که زیب گلشن خوبی گل نچیدهٔ اوست
هوش مصنوعی: اگر به باغ او نروی و به دنبال چیدن گل باشی، بدان که زیبایی باغ او از گلهای نچیدهاش است. یعنی به زیباییها و نعمتهای او طمع نکن، که خود این زیباییها ناشی از وجود و عطای اوست.
محل یار فروشی فغان که یاد نکرد
ز محتشم که غلام درم خریدهٔ اوست
هوش مصنوعی: محل فروش یار باعث افسوس است، چرا که او حتی یاد نکرد از محتشم که بندهٔ خودش را خریده است.