برگردان به زبان ساده
دوست با من دشمن و با دشمن من گشته دوست
هر که با من دوست باشد دشمن جان من اوست
هوش مصنوعی: یکی از دوستانم با من دشمنی میکند و در عوض، دشمنانم را به دوستی میپذیرد. هر کسی که خود را به عنوان دوست من معرفی کند، در واقع برای من خطرناکتر از دشمنانم است.
بر کدام ابرو کمان چشمم به سهو افتاده است
کان پری با من به چشم و ابرو اندر گفتگوست
هوش مصنوعی: چشمم به طور ناخواسته به کدام ابروی کمانی نگاه کرده است که آن پری در حال گفتوگو با من است و در دل و جانم قرار گرفته؟
برنخیزم از درش گر سازدم یکسان به خاک
زان که جسم خاکیم پروردهٔ آن خاک کوست
هوش مصنوعی: من از در او برنمیخیزم، حتی اگر به یک اندازه با خاک شوم، زیرا جسم خاکی من از همان خاکی پرورش یافته که او از آن است.
شوخ چشم من که دارد روی خوب و خوی بد
گر ز غیرت با نظر بازان به دست آن هم نکوست
هوش مصنوعی: چشمهای شوخ و بازیگوش من که چهرهای زیبا و خلقی زشت دارد، اگر از روی غیرت بهدست کسانی که با چشمچرانی نگاه میکنند، بیفتد، آن هم کار خوبی است.
از شکایتهای او دایم من دیوانهام
با دل خود در سخن اما سخن را رو در اوست
هوش مصنوعی: با شکایتهای او همیشه در حال دیوانگیام، اما در دل خود به او صحبت میکنم، در حالی که صحبتهای واقعیام فقط برای اوست.
گر ز دست توبهام پیمانهٔ عشرت شکست
توبه گویان دست عهدم باز در دست سبوست
هوش مصنوعی: اگر از دستم توبهام بشکند و به لذتها روی آورم، کسانی که توبهمیکنند میتوانند دست عهد و پیمانم را در دستان خمر و شراب ببینند.
محتشم خودر ا خلاص از عشق میخواهم ولی
چون کنم چون مرغ دل در دام آن زنجیر موست
هوش مصنوعی: من میخواهم از عشق رهایی پیدا کنم، اما چگونه میتوانم این کار را بکنم در حالی که دل من مانند پرندهای در دام زنجیر موی او گرفتار است.