برگردان به زبان ساده
بر درت کانجا سیاست مانع از داد من است
آن که بیزنجیر در بند است فریاد من است
هوش مصنوعی: در کنار درِ تو، جایی که سیاست مانع از رسیدگی به حق من است، کسی که بدون هیچ زنجیری در بند است، صدای من است.
آن که میگردد مدام از دور باش خشم و کین
دور دور از بارگاه خاطرت یاد من است
هوش مصنوعی: آن که همواره در حال گشت و گذار است، از خشم و کینه دوری کن. دوری از یاد و خاطرهام در بارگاه دل توست.
ای خوش آن مشکل که چون خسرو نداند حل آن
طبع شیرین بشکفد کاین کار فرهاد من است
هوش مصنوعی: خوشا به حال آن مشکل که مانند خسرو برایش راه حلی نیست و طبع شیرین من در این ماجرا شکوفا میشود، زیرا انجام این کار تنها از عهده فرهاد برمیآید.
دادن از روی زمین خاک بنیآدم به باد
کمترین بازیچهٔ طفل پریزاد من است
هوش مصنوعی: بنیآدم با خاک زمین به دنیا آمدهاند و من به راحتی میتوانم این خاک را به بازیچهای برای کودکی خیالپرداز تبدیل کنم.
در جهان خاکی که هرگز ترنگردد جز با اشک
گر نشان جویند ازان خاک غم آباد من است
هوش مصنوعی: در این دنیا که هیچگاه از غم و درد رهایی پیدا نمیکند، اگر بخواهند نشانی از این اندوه را پیدا کنند، باید به سراغ خاک من بیایند.
آن که پای مرغ دل میبندد از روی هوا
طبع سحرانگیز وحشی بند صیاد من است
هوش مصنوعی: کسی که عشق را به پای مرغ دل خود میافکند، به خاطر طبیعت خویش و زیباییهای سحرآمیزی که دارد، در حقیقت به دام من که صیاد او هستم، گرفتار شده است.
انس آن بد الفت پیمان گسل با محتشم
همچو پیوند طرب با جان ناشاد من است
هوش مصنوعی: دوستی و نزدیکی با شخصیتهایی که باعث درد و رنج میشوند، برای من همانند پیوند شادی با جان کسی است که ناامید و غمگین است.