برگردان به زبان ساده
بس که قاصد را بیازارد چو نام من برد
رحم نگذارد که بگذارم پیام من برد
هوش مصنوعی: قاصد به خاطر یادآوری نام من خیلی اذیت شده است و به او رحم نمیکنم، به همین خاطر نمیتوانم پیامم را به او بسپارم.
برنگردد قاصد از شرم جواب تلخ او
چون پیام من بر شیرین کلام من برد
هوش مصنوعی: قاصد نباید از شرم پاسخی تلخ برگردد، چون پیامی که من دارم، باید با کلام شیرین من منتقل شود.
مرغ دل بستم پی صیدش به دام آرزو
آه اگر آن مرغ وحشی پی به دام من برد
هوش مصنوعی: دل من به دنبال شکار مرغی زیبا و آزاد است و آرزو دارم که آن مرغ وحشی به دام من بیفتد. ای کاش این آرزو تحقق یابد!
رشک دارم بر قبول آنکه پیش از دیگران
مژدهٔ مرگم به سرو خوشخرام من برد
هوش مصنوعی: من حسادت میکنم به کسی که قبل از دیگران پیام مرگ من را به آن درخت زیبا و خوشبو رسانده است.
خاطرم جمع است از بدگویی دشمن، که یار
گوش بر حرفش نیندازد چو نام من برد
هوش مصنوعی: من از بدگوییهای دشمن نگران نیستم، زیرا دوستانم به او توجهی نمیکنند و هنگامی که نام من را میآورد، به حرفهای او گوش نمیدهند.
تلخ باشد زهر مرگ، اما ز شیرینی هنوز
میتواند تلخی هجران ز کام من برد
هوش مصنوعی: زهر مرگ ممکن است تلخ باشد، اما هنوز شیرینی زندگی میتواند تلخی دوری محبوب را از یادم ببرد.
رام شد وحشی دل میلی به او، وز سرکشی
هر زمان آرام از آهوی رام من برد
هوش مصنوعی: دل وحشی من که رام شده، دیگر میلی به او ندارد و از هر زمانی که به آرامش میرسد، یاد آهو را از دست میدهد.