برگردان به زبان ساده
از فریب وعدهای بازم شکیبا کردهای
باز افسون را زبان بند تمنا کردهای
هوش مصنوعی: تو به خاطر وعدهای که مرا فریب داده، هنوز صبر کردهای و با زبان خاموشات، آرزویی را که در دل داری، کنترل کردهای.
گرچه ظاهر کردهای هر وعدهای را صد خلاف
هر خلاف وعده را صد عذر پیدا کردهای
هوش مصنوعی: با وجود اینکه تو هر وعدهای را به طور واضح نشان دادهای، اما بهراحتی برای هر وعدهی خلافی که دادهای، بهانههای زیادی پیدا کردهای.
بهر جان بردن اجل هم دست و پایی میزند
در میان فتنهای کر غمزه بر پا کردهای
هوش مصنوعی: مرگ برای گرفتن جان، در میانهی آشوب و اضطراب، مانند یک بازیگر حرفهای، تلاش میکند. تو اما، با چشمانی پرزرق و برق و زیبا، در این وضعیت آشفته خود را به نمایش گذاشتهای.
میرم و بر زندگانم رحم میآید که تو
خو به آن بیدادها داری که با ما کردهای
هوش مصنوعی: وقتی میروم، به کسانی که هنوز زندهاند رحمم میآید، چرا که تو به آن ظلمها و بیعدالتیهایی که با ما کردهای عادت کردهای.
ای که دی در عاشقی طعنم به رسوایی زدی
شرم بادا از منت کامروز حاشا کردهای
هوش مصنوعی: ای کسی که دیروز به خاطر عاشقی به من طعنه زدی و مرا رسوا کردی، امروز از نعمت و لطف خود شرم کن که با این کار ناز میکنی.
گشتهای از گریه میلی راز خود را پرده در
آنچه در دل بود پنهان، آشکارا کردهای
هوش مصنوعی: از گریهات به وضوح مشخص است که چه رازی را در دل داشتهای و حالا آن را به نمایش گذاشتهای.