برگردان به زبان ساده
رها ای شهسوار از کف عنان بارگی کردی
فرامش از سگ دنباله دو یکبارگی کردی
هوش مصنوعی: ای قهرمان، رها کن کنترل و تسلط را، فراموش کن که از یکباره به دنبالهرو تبدیل شدهای.
تو آن شاهی که غافل از من افتاده بگذشتی
من آن مورم که او را پایمال بارگی کردی
هوش مصنوعی: تو آن کسی هستی که بیخبر از من میگذری و من مانند یک مورچهام که تحت پاهای تو نادیده گرفته میشوم.
ز بیم دادخواه از دور باش چشم مردمکش
سر ره را تهی از مردم نظارگی کردی
هوش مصنوعی: از ترس اینکه نتوانی به داد مردم برسید، از دور نگاه کن. ای کسی که مردم را میکشی، راه را از حضور مردم خالی کردی تا بتوانی نظارهگری کنی.
به بالینم کشیدی آه سردی ای طبیب از دل
که صد غمخواره را آزرده از غمخوارگی کردی
هوش مصنوعی: ای طبیب، تو با آه سردی که به بالینم آوردی، باعث شدی که دل من آکنده از درد شود و همچنین موجب پریشانی دل همه کسانی شدی که در غم من شریک بودند.
گرفتارم به دردی ساختی کاندر علاج آن
چو من صد چارهگر را خسته از بیچارگی کردی
هوش مصنوعی: من به دردی گرفتار شدم که هر چقدر هم درمانش کنم، به هیچ نتیجهای نمیرسم و این وضعیت، حتی درمانگران زیادی را هم خسته و ناامید کرده است.
مگر حال درون چاک چاکم را ندانستی
تو ای ناصح که منعم از گریبانپارگی کردی
هوش مصنوعی: آیا تو، ای مشاور، حال و وضعیت درونی من را نمیدانی که مرا از پریشانی و آشفتگی پرهیز دادهای؟
ترا میلی چنان در کوی جانان دل به جان آمد
که از بیچارگی اندیشه آوارگی کردی
هوش مصنوعی: تمایل تو به سوی محبوب چنان قوی شده که دل به جان آمده و از شدت افسوس و ناچاری، به فکر آواره شدن افتادهام.