برگردان به زبان ساده
ز عشوه بس که مرا بیقرار خود کردی
خجل شدیّ و مرا شرمسار خود کردی
هوش مصنوعی: از زیباییها و نازکردنهای تو، آنقدر بیتاب و بیقرار شدم که خودت هم خجالت کشیدی و من را شرمندهی خودت کردی.
درآمدن مگر امروز با رقیبانی؟
که وعدهام به سر رهگذر خود کردی
هوش مصنوعی: آیا امروز هم میتوانم به اجتماع رقیبان بپیوندم؟ زیرا تو وعدهای به من دادی که در راهت با من مواجه خواهی شد.
ز حیله تو فزون بود ناامیدی من
مرا ز سادگی امیدوار خود کردی
هوش مصنوعی: وقتی از نیرنگهای تو ناامید شدم، سادگی من باعث شد به خودم امیدواری پیدا کنم.
رقیب را که به کوی تو دیر میآید
ز التفات مگر شرمسار خود کردی
هوش مصنوعی: رقیب که به کوی تو دیر آمد، آیا به خاطر بیتوجهی خودت است که او شرمنده شده است؟
ببین رقیب، تفاوت میانه من و خویش
که خواریام سبب اعتبار خود کردی
هوش مصنوعی: ببین رقیب، تفاوت من و تو در این است که تو با توهین به من، به اعتبار و ارزش خودت افزودهای.
هوای بزم که داری، که بازم از وعده
اسیر سلسله انتظار خود کردی؟
هوش مصنوعی: تو که برای شرکت در مهمانی و شادمانی آمادهای، چرا هنوز گرفتار وعدههایی هستی که تو را در زنجیر انتظار نگه داشتهاند؟
چه شد که میگذری وحشیانه از میلی
مگر به تازه کسی را شکار خود کردی؟
هوش مصنوعی: چرا به طرز وحشیانهای از علاقهات برای کسی عبور میکنی؟ مگر اینکه شکار تازهای پیدا کردهای؟