برگردان به زبان ساده
میرسی قاصد و دل را به تپیدن داری
باز گویا خبر نامه دریدن داری
هوش مصنوعی: تو به من میرسی و دل من دوباره به تپش افتاده است؛ انگار که خبری از جدایی و درد آمده است.
چون کند غیر سخن، بهر فریب دل من
رو بگردانی و خود را به شنیدن داری
هوش مصنوعی: وقتی کسی جز سخنِ درست میگوید، برای فریب دادن دل من، تو رو میگردانی و خودت را مشغول شنیدن نشان میدهی.
آشکارا طلبی باده و نتوان پرسید
که نهان با که سر باده کشیدن داری
هوش مصنوعی: سختی و شجاعت تو در درخواست نوشیدنی مشخص است، اما هیچکس نمیتواند بپرسد که با چه کسی به صورت مخفیانه در حال لذتبردن از آن هستی.
در پیاش ای دل مشتاق ز پا افتادی
وز هجوم طلب امید رسیدن داری
هوش مصنوعی: دلت به دنبال اوست و از شدت اشتیاق و longing، خسته و بیتاب شدهای. در این میان، با تلاش و کوشش، منتظر به دست آوردن امید و رسیدن به او هستی.
سر انگشت که چون غنچه سوسن کردی
از پشیمانی خون که گزیدن داری؟
هوش مصنوعی: این بیت به بیان احساس پشیمانی و عذاب وجدان نسبت به کار نادرستی اشاره دارد. به نوعی، شاعر از حسرتی که بر اثر انتخاب نادرست یا آسیب رساندن به خود یا دیگران به وجود آمده، سخن میگوید. او از این میپرسد که چگونه میتوان به خود آسیب رساند و هنوز در دل احساس پشیمانی نکرد.
هر زمان شکوه ز افسردگی بزم کنی
تا که را باز خیال طلبیدن داری
هوش مصنوعی: هر بار که به خاطر ناراحتی و غم خود شکایت میکنی، به یاد داشته باش که هنوز کسی را در ذهن داری که به او فکر میکنی و دلت تنگ اوست.
یار با غیر ازین رهگذر آید میلی
یک زمان باش، اگر طاقت دیدن داری
هوش مصنوعی: دوست ممکن است از راه دیگری به سراغت بیاید، پس کمی شکیبایی به خرج بده، اگر توانایی دیدن او را داری.