برگردان به زبان ساده
خلقی به سر ره که خرامان بدر آیی
آید ز فریب تو که پنهان بدر آیی
هوش مصنوعی: مردمی در مسیر تو هستند که با زیبایی و جذابیت خود، تو را تحت تاثیر قرار میدهند تا به آرامی و بدون اینکه تظاهر کنی، نمایان شوی.
خواهی که شود دست ز دامان تو کوتاه
کز خانه چو گل بر زده دامان بدر آیی
هوش مصنوعی: اگر میخواهی که دیگر نتوانی به دامانی که در دست توست دسترسی پیدا کنی، باید از خانه بیرون بیایی مانند گلی که از خاک روییده و دامان خود را رها کند.
تا سازیام آزرده، بپرسی خبر غیر
از جذبه عشقم چو شتابان بدر آیی
هوش مصنوعی: تا زمانی که من به یاد عشق تو هستم، از حال و احوال دیگران سوال نکن. وقتی به سرعت از من دور میشوی، طبیعتاً حال من بد است.
شب خلق به خواب خوش و من بر سر هر کوی
کز بزم که سرمست و غزلخوان بدر آیی
هوش مصنوعی: در شب، مردم در آرامش و خواب خوش هستند، اما من در هر خیابانی هستم و به دنبال تو میگردم. تو که از مهمانی مست و شگفتانگیز بیرون میآیی و غزل میخوانی.
رفتی که شوی شاد ز جان دادن میلی
من در غم آنم که پشیمان بدر آیی
هوش مصنوعی: رفتی تا زندگیات را با شادی پر کنی، ولی من در دل غمگینم؛ امید دارم که از این تصمیم پشیمان نشوی و برگردی.