برگردان به زبان ساده
زود از بزم تو برخیزم چو یار من شوی
ترسم آید غیر و ناگه شرمسار من شوی
هوش مصنوعی: من زود از جمع تو میروم چون یارم شوی، زیرا میترسم که شخص دیگری بیاید و ناگهانی باعث شرم من شود.
گرچه میدانم نمیآیی برون، از اضطراب
میکنم کاری که آگه ز انتظار من شوی
هوش مصنوعی: میدانم که نمیآیی، اما از نگرانی کاری میکنم که اگر بفهمی چقدر منتظرت هستم، متوجه حال و روزم شوی.
تا نبینی سوی من، خود را نمایی شرمسار
با هوسناکان به راهی چون دچار من شوی
هوش مصنوعی: اگر به سمت من ننگری، خود را در برابر عاشقان شرمنده خواهی یافت، چون به دلدادگی من مبتلا شوی.
بیجواب نامه آیی سویم ای قاصد، که باز
حسرتافزای دل امیدوار من شوی
هوش مصنوعی: ای قاصد، اگر بیجواب به سوی من بیایی، حسرت دل امیدوار من بیشتر خواهد شد.
ترسم از بسیاری ناسازگاریهای تو
شرم نگذارد که دیگر سازگار من شوی
هوش مصنوعی: میترسم که ناهمخوانیهای زیاد تو باعث شرمندگیات شود و دیگر نتوانی با من سازگار شوی.
بس که داری تهمتآلودم به عشق دیگران
ترسم آخر زین سخنها شرمسار من شوی
هوش مصنوعی: من به حدی در عشق دیگران متهم شدهام که میترسم از این حرفها تو شرمنده و خجالتزده شوی.
همچو میلی در غم آنم که گاه آشتی
در عتاب از شکوه بیاختیار من شوی
هوش مصنوعی: من همچون کسی هستم که در غم و اندوه به سر میبرد و گاهی اوقات از شدت احساسات و نارضایتی، در حالیکه میخواهم آرامش و دوستی برقرار کنم، به ناچار از دلتنگیهای خود سخن میگویم.