برگردان به زبان ساده
دلا چنین مگر از منع یار میگذری
که دردمندی و آسودهوار میگذری
هوش مصنوعی: ای دل، آیا اینگونه است که به سادگی از منع یار عبور میکنی، در حالی که خود دردی را تحمل میکنی و با آرامش ادامه میدهی؟
چنین که برزدهای چابکانه دامن ناز
سوی کدام سیهروزگار میگذری
هوش مصنوعی: چنین که تو با سرعت و چابکی لباس نازک خود را به کنار میزنی، به کدام روزگار تیره و تار میروی؟
ز بیم طعنه، به هر کجا روی، به هرکه رسی
چو آفتاب، سراسیمهوار میگذری
هوش مصنوعی: از ترس اینکه مورد سرزنش قرار بگیری، به هر جا که میروی و به هر کسی که میرسی، مانند آفتابی که در حال گذر است، با عجله و سراسیمه عبور میکنی.
به وصل غیر، گمان رسیدنم داری
که میرسی به من و شرمسار میگذری
هوش مصنوعی: تو گمان میکنی که میتوانی به کسی دیگر وصل شوی و به من برسی، اما در واقع تنها شرمنده و ناامید از کنار من رد میشوی.
ندانم این ز فریب است یا ز جذبه عشق
که هر دمم به ره انتظار میگذری
هوش مصنوعی: نمیدانم آیا این حس به خاطر فریبی است یا به خاطر جاذبه عشق، که هر لحظه در مسیر انتظار تو قدم برمیدارم.
ز خنجر مژه و تیر غمزه معلوم است
که بهر کشتن میلیّزار میگذری
هوش مصنوعی: از نگاه نافذ و جذاب تو مشخص است که قصد دلتنگی و عشق ورزی داری و به این دلمشغولیها میافتی.