برگردان به زبان ساده
ای غیر، خواهش دل آسوده میکنی
عشق نبوده را غرضآلوده میکنی
هوش مصنوعی: ای دیگران، تو با خواستههای خود خاطر ما را راحت میکنی، اما عشق واقعی نبوده و فقط به منافع خود آغشتهاش کردهای.
دانستهام که لطف تو با غیر تا کجاست
در پیش من تغافل بیهوده میکنی
هوش مصنوعی: من میدانم که محبت تو به دیگران تا چه اندازه است، اما در مقابل من با بیتوجهی رفتار میکنی.
در حیرتم که زخم نهان دل مرا
از خندهای چگونه نمکسوده میکنی
هوش مصنوعی: در تعجب هستم که چگونه یک خنده میتواند زخمهای پنهان قلبم را التیام بخشد.
ای غیر، بیملاحظهای در هلاک من
معلوم میشود که به فرموده میکنی
هوش مصنوعی: تو بیتوجهی، و این ناآگاهیات دربارهی آسیبرسانیات به من مشخص میشود چون که بدون ملاحظه عمل میکنی.
از شوق، بس که پرسش بیهوده میکنم
آسودهام ازین که تو نشنوده میکنی
هوش مصنوعی: از خوشحالی، آنقدر سؤالهای بیمعنی میپرسم که از اینکه تو به آنها گوش نمیدهی، آرامش دارم.
ای تیغ یار، بر سر میلی میا دگر
تا چند قطع این ره پیموده میکنی
هوش مصنوعی: ای تیغ یار، دیگر بر سر محبت نیا، تا چه زمانی میخواهی این راه را ادامه دهی و قطع کنی؟