برگردان به زبان ساده
خوش آنکه بیخودم از نشاهٔ نیاز کنی
گهی کرشمه، گهی عشوه، گاه ناز کنی
هوش مصنوعی: خوشا که مرا از شدت نیاز بیخود کنی، گاهی با ناز و کرشمه و گاهی با عشوه.
بسی ز خواری خویش اعتبارم برگیرم
که پیش من چو رسی، از من احتراز کنی
هوش مصنوعی: من به خاطر حقارت و کم ارزشی که دارم، نمیخواهم به اعتبارم آسیبی برسد؛ زیرا وقتی به حضورم میرسی، ممکن است از من فاصله بگیری و دوری کنی.
عتاب او ز پیامم ازان بود قاصد
کز اشتیاق وصالش سخن دراز کنی
هوش مصنوعی: تنبیه او از پیامم به خاطر این است که فرستادهام از شدت اشتیاق به وصالش، سخن را بسیار طولانی کردهای.
برون میا دو سه روزی ز خانه، گر خواهی
میان بوالهوس و عاشق امتیاز کنی
هوش مصنوعی: چند روزی از خانه بیرون نرو، اگر میخواهی تفاوت بین بوالهوس و عاشق واقعی را بشناسی.
چنان ستم شده کارت، که رحم بر سر مهر
گر آردت، نتوانی که خوی باز کنی
هوش مصنوعی: کار تو آنقدر سخت و ظلمزده است که حتی اگر کسی با مهربانی و رحم به تو کمک کند، نمیتوانی خود را از این وضعیت نجات دهی.
گذشت میلی ازان کاعتماد مهر و وفا
بر آن ستیزهگر بوالهوسنواز کنی
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به این موضوع اشاره میکند که امیدی به امانت و محبت از کسی که دائم در حال جنگ و ستیز است، وجود ندارد. این فرد به خاطر خواستههای خود، نمیتواند به دیگران وفادار باشد و بنابراین هرگونه اعتماد به او بیفایده است.