برگردان به زبان ساده
ای جان تلخکام، خراب از چه بادهای
کز پا فتادهایّ و دل از دست دادهای
هوش مصنوعی: ای جان غمدیده، از چه بادهای سرشار شدهای که به زمین افتادهای و دلت را هم از دست دادهای؟
ای دیده در مشاهده کیستی، که باز
هر سو به روی خود در حیرت گشادهای
هوش مصنوعی: ای چشم، تو در دیدن چه کسی هستی که هر طرف را مینگری و از شگفتی به حیرت افتادهای؟
ای صبر، هر زمان ز زمان دگر کمی
وی درد، هردم از دم دیگر زیادهای
هوش مصنوعی: ای صبر، هر لحظه که میگذرد، از زمانی به زمان دیگر کم میشود، اما درد من هر لحظه بیشتر و بیشتر میشود.
شوخی که وعده داشت به من، دوش میگذشت
گفتم به خود که بهر چه روز ایستادهای؟
هوش مصنوعی: دوش به یاد وعدهای که به من داده شده بود، در حال عبور بود. به خودم گفتم: برای چه روزی در انتظار ایستادهای؟
برخاستم که در پیاش افتم، به ناز گفت
بنشین که در خیال محال اوفتادهای
هوش مصنوعی: برخاستم تا به دنبال او بروم، اما او با ناز گفت بنشین، چرا که در خیال باطل کسی افتادهای.
گفتم بیا به وعده وفا کن، به عشوه گفت
خوش بر فریب وعده ما دل نهادهای
هوش مصنوعی: به او گفتم که به وعدهات عمل کن، ولی او با ناز و عشوه گفت که تو فقط فریب وعده ما را خوردهای و به آن دل بستهای.
گفتم امیدها به تو دارم، به خنده گفت
میلی برو برو که تو بسیار سادهای
هوش مصنوعی: گفتم به تو امیدوارم و انتظار دارم، اما با خنده گفت: "برو، تو خیلی سادهای!"