برگردان به زبان ساده
کاروان رفته و تنها من بیدل مانده
بیخداوند سگی در ته منزل مانده
هوش مصنوعی: کاروان رفته و من تنها و بیدل ماندهام، مانند سگی که در انتهای خانه بیخداوند باقی مانده است.
یار آهنگ سفر کرده و نالاننالان
دل چاکم چو جرس در پی محمل مانده
هوش مصنوعی: دوست به سفر رفته و من به شدت نالهکنان و دلشکسته، مانند زنگهای جرس که در پی کالسکه باقی ماندهام.
گر به دنباله محمل نروم، معذورم
که مرا پای ز سیل مژه در گل مانده
هوش مصنوعی: اگر نتوانم به دنبال محمل بروم، باید مرا ببخشید زیرا پایم به خاطر سيل اشک در گل مانده است.
نعل با نعل نپیوسته مرا سر تا پای
که مرا عشق تو در قید سلاسل مانده
هوش مصنوعی: هر بار که به تو فکر میکنم، خود را در زنجیرهای عشق تو مییابم و از این وابستگی نمیتوانم آزاد شوم. این عشق باعث شده که احساس کنم تمام وجودم تحت کنترل و محدودیت قرار دارد.
میلی آن شه که تغافل به گدایان نزند
بخت بد بین که ز احوال تو غافل مانده
هوش مصنوعی: آن امیری که به فقیران توجهی ندارد، همان اقبال بدی را دارد که از حال تو بیخبر مانده است.