برگردان به زبان ساده
دلم ز بس که جفا دیده و وفا کرده
ترا به هیچکسی چون من آشنا کرده
هوش مصنوعی: دل من از بس که سختی ها و بی وفایی ها را تجربه کرده، دیگر به هیچ کس مانند من اطمینان نمی کند و با کسی دیگر آشنا نمی شود.
شدی چنان به من بیگناه، گرم عتاب
که شرمسار شدم از گناه ناکرده
هوش مصنوعی: تو به قدری با نرمی و تندی از من انتقاد کردی که احساس کردم به خاطر گناهی که نکردهام، شرمنده شدم.
زمانه بس که به وصل تو دید خرسندم
به صد هزار فریب از توام جدا کرده
هوش مصنوعی: دنیا به قدری از وصال تو خوشحال بود که با صدها نیرنگ، من را از تو جدا کرد.
تنم گداخته، جان خسته، دل شکسته، ببین
که این دو روزه جدایی به من چها کرده
هوش مصنوعی: بدنم داغ و خستهام، دل شدم ناامید. ببین که این چند روز جدایی چه بلایی بر سرم آورده.
اگر شکایت میلی به غیر کرده، چه غم
همین بس است که آن شوخ یاد ما کرده
هوش مصنوعی: اگر کسی از ما ناراضی باشد و به دیگری شکایت کند، مهم نیست چون همین که او هنوز ما را به خاطر دارد، کافی است.