برگردان به زبان ساده
مینمایم خویش را وارسته از سودای او
تا فریب عشق من، کم سازد استغنای او
هوش مصنوعی: من خود را آزاد و بیقید از عشق او نشان میدهم تا تلاش کنم که عشق من، از بینیازی او کم کند و به او اثر بگذارد.
همچو صیدی کان به خاک افتاده صیدافکنیست
عقل را دارد زبون عشق، استیلای او
هوش مصنوعی: مانند پرندهای که به زمین افتاده، عقل همچون دامگذاری است که تحت تسلط عشق قرار دارد و به آن تسلیم شده است.
خجلت یار و غم رسوایی از یادم نبرد
شادی نظّاره بیطاقتی فرمای او
هوش مصنوعی: شرم و ناراحتی معشوق از رسوایی موجب نشد که خوشحالیام از تماشای او فراموش شود.
صد شکایت در دل و ندهد مجال یک سخن
بیقراریهای وصل اضطرابافزای او
هوش مصنوعی: دل پر از شکایت است و فرصتی برای یک کلمه گفتن نیست. بیقراریهای ناشی از وصال او، اضطراب را افزایش میدهد.
سوی من میلی ندارد یار و ترسم بگسلد
عاقبت زنجیر شوق از زور استغنای او
هوش مصنوعی: یار من به من تمایلی ندارد و من نگرانم که در نهایت زنجیر شوقی که به او دارم، به خاطر بینیازی او پاره شود.
میلی محروم، کردی صحبت او آرزو
تو کجا و اختلاط آرزوفرسای او
هوش مصنوعی: در این بیت شاعر به تضاد بین آرزوهای انسانی و واقعیتهای غیر قابل دستیابی اشاره میکند. شخصی که آرزوی وصال و نزدیکی با معشوق را دارد، در نهایت متوجه میشود که این آرزوها دست نیافتنی هستند و او به دور از آنچه میخواهد، قرار دارد. این احساس ناکامی نشاندهنده فاصلهای است که میان آرزوها و حقیقت وجود دارد.