برگردان به زبان ساده
ای عالمی در خاک و خون، از غمزه خونریز تو
خونبار چون مژگان ما، فتراک صیدآویز تو
هوش مصنوعی: ای جهانی که در غم و رنج غوطهور هستی، به خاطر نگاه خیرهکنندهات، دل ما همچون مژگانمان پر از خون شده است. تو با زیباییات ما را به دام انداختهای.
صد چشمه خون از دلم، تیر تو بگشود و نشد
سیراب ازین خونابها، نخل بلاانگیز تو
هوش مصنوعی: از دل من صد چشمه خون جاری شد، و تیر تو به قلبم برخورد، ولی با این همه خونریزی، نخل مصیبت تو سیراب نشد.
چون میشود هر صلح تو، سرمایه جنگ دگر
خرسند چون گردد دلم، از صلح جنگآمیز تو؟
هوش مصنوعی: هر وقت صلح تو به جنگ دیگری منجر میشود، دل من چگونه میتواند از این صلح که خود جنگی دیگر به همراه دارد، خوشحال شود؟
اول ز گلبرگ ترت، حاصل نشد جز داغ دل
آخر چه گلها بشکفد، از سبزه نو خیز تو
هوش مصنوعی: در آغاز، تنها از زیباییهای تو، دل من زخم خورده است. حالا چه انتظاری دارم که گلهای بیشتری از تو بشکفند، در حالی که از جوانههای تازهات بهدست آمده؟
با غمزه مردم شکار از قتلگاه کشتگان
میآیی و خون میچکد، از هر نگاه تیز تو
هوش مصنوعی: نگاههای تو مانند تیر در قلبها فرو میرود و از جایی که کشتهها بر زمین افتادهاند، با جاذبهای خاص مردم را به خود جذب میکنی و حتی از چشمان تو خود مرگ و خونریزی به چشم میخورد.
ای شیخ، مغروری بسی بر زهد بیبنیاد خود
کو عشق تا بر هم زند، هنگامه پرهیز تو
هوش مصنوعی: ای شیخ، تو به زهد بیپایهات مغروری، ولی عشق باعث میشود که آرامش و پرهیز تو را به هم بریزد.
شد میلی دیوانه را، زنجیرجنبان جنون
بگذشت چون باد صبا، بر زلف عنبربیز تو
هوش مصنوعی: میل دیوانه چنان شد که زنجیر جنبش جنون از او گذشت. چون باد صبا، بر زلفهای خوشبوی تو وزید.