شمارهٔ ۲۵۹
میلی
»
دیوان اشعار
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۲۵۹
دل کیست، خراب صحبت تو
سرمست می محبت تو
داد دل زار ما ندادی
داد از دل بیمروت تو
روی تو ندیده جان سپردیم
بردیم به خاک، حسرت تو
گفتم به تو حال خویش و اکنون
شرمندهام از خجالت تو
میلی ز غم تو شهره شهر
تا کیست انیس صحبت تو
شمارهٔ ۲۵۸: از بیم خوی تند تو، گاه عتاب تو
شمارهٔ ۲۶۰: خوش آنکه رنجه گر شده باشم ز خوی تو
اطلاعات
وزن:
مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
ویکیدرج
تعداد ابیات:
5
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
دل کیست، خراب صحبت تو
سرمست می محبت تو
هوش مصنوعی: دل چیست جز اینکه درگیر عشق تو باشد و در صحبتهای تو خوشحال و سرمست باشد؟
داد دل زار ما ندادی
داد از دل بیمروت تو
هوش مصنوعی: دل شکسته و رنجور ما را نادیده گرفتی و از محبت بیرحمانهات خبری نیست.
روی تو ندیده جان سپردیم
بردیم به خاک، حسرت تو
هوش مصنوعی: ما جان خود را در عشق تو فدای کرده و به خاک سپردیم، در حالی که حسرت دیدنت را در دل داریم.
گفتم به تو حال خویش و اکنون
شرمندهام از خجالت تو
هوش مصنوعی: به تو از وضعیت خودم صحبت کردم و حالا از اینکه باعث خجالتت شدم شرمندهام.
میلی ز غم تو شهره شهر
تا کیست انیس صحبت تو
هوش مصنوعی: وجود غم تو چقدر در شهر سرشناس است، تا چه زمانی همدم گفتگوهای تو خواهم بود؟