برگردان به زبان ساده
از بس که کردهام گله هر جا ز خوی او
شرم آیدم دگر که ببینم به سوی او
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه هر جا از رفتار او شکایت کردهام، حالا شرم دارم که دوباره به سمت او نگاه کنم.
شرمندهوار میگذرد چون به من رسد
تا آنچه کرده است نیارم به روی او
هوش مصنوعی: وقتی که او به من نزدیک میشود، از خجالت بابت کارهایی که کرده است، طوری رفتار میکند که نتوانم به او چیزی بگویم یا شکایتی کنم.
قاصد به من مگو خبر التفات یار
رو با کسی بگو که ندانسته خوی او
هوش مصنوعی: پیامآور به من نگو که دلمشغولی یار به من است، این را با کسی بگو که از طبیعت او بیخبر است.
هر دم رقیب از پی تحقیق حال من
سازد بهانهایّ و کند گفتوگوی او
هوش مصنوعی: هر لحظه رقیب به دنبال این است که از وضعیت من با خبر شود و بهانهای برای صحبت کردن با من پیدا میکند.
مردم ز بهر یک نگه آشنای یار
تا صید کیست آهوی بیگانه خوی او
هوش مصنوعی: مردم به خاطر یک نگاه از طرف یارشان به تماشای او مینشینند، در حالی که نمیدانند شکار چه کسی خواهند شد و آیا به آهو یا غریبهای تبدیل خواهند شد.
میلی چنین که برده ز راهش فریب غیر
بودن نمیتوان به ره آرزوی او
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که انسانی که تحت تأثیر مسائل بیرونی قرار گرفته و از مسیر اصلی خود منحرف شده، نمیتواند به اهداف و آرزوهای واقعیاش دست یابد. این فرد به دلیل فریبهای خارجی و تأثیرات ناخواسته از مسیر درست خود دور شده و نتوانسته است بر مشکلات غلبه کند.