برگردان به زبان ساده
تا کس نیاورد سخنی بر زبان ز تو
سوزم ز اشتیاق و نپرسم نشان ز تو
هوش مصنوعی: تا زمانی که کسی از تو سخنی بر زبان نیاورد، من از هیجان و شوق میسوزم و هیچ نشان و خبری از تو نخواهم پرسید.
از بس که بیتحمل و آزرده خاطرم
رنجم به هر گمان دل بدگمان ز تو
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه خیلی بیتاب و دلخور هستم، هر بار که به چیزی فکر میکنم، دلم به تو بد میشود و از تو رنجیدهام.
خوش آنکه عادت تو ندانسته، داشتم
تاب ستم به خوشدلی امتحان ز تو
هوش مصنوعی: خوشا به حال من که بدون اینکه بفهمم، تحمل سختیها و ناملایمتیها را به شوق تو داشتم.
از بس که بینمت به جدایی بهانهجو
صد بار از تو رنجم و دارم نهان ز تو
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه به خاطر دوریات دائم بهانهتراشی میکنم، بارها از تو ناراحت شدم، اما این ناراحتیام را از تو پنهان نگه داشتهام.
میلی تغافلی زند از روی اضطراب
آید به هر کجا سخنی در میان ز تو
هوش مصنوعی: با قلبی نگران و مضطرب، از تو به هر کجا که میروم، صحبت یا نشانهای وجود دارد که مرا یاد تو میاندازد.