برگردان به زبان ساده
درآید هر کجا در جلوه ناز آفتاب من
مرا رسوا کند تغییر حال و اضطراب من
هوش مصنوعی: هر کجا که زیبایی و جذابیت آفتاب من نمایان شود، تغییر وضعیت و آشفتگی من را رسوا میکند.
من رسوا ازان در خون فتادم بر سر راهش
که برگردد، چو بیند بوالهوس حال خراب من
هوش مصنوعی: من در راه او افتادهام و به خاطر وضعیت بدی که دارم، نمیتوانم فراموشش کنم. امیدوارم وقتی او مرا ببیند، متوجه حال خراب و افسردهام شود و برگردد.
نبینم پیش کس با این هجوم شوق، سوی او
که میترسم خجل گرداند او را اضطراب من
هوش مصنوعی: نمیخواهم قبل از کسی به خاطر اشتیاق زیادم به او برسم، چون نگرانم که نگرانی من باعث شود او احساس خجالت کند.
ز بس در عشق خوارم، آشنایی را که میبینم
اگر صد حرف میپرسم، نمیگوید جواب من
هوش مصنوعی: به خاطر عشق و خوار شدنم، وقتی کسی را میبینم، حتی اگر صد سوال از او بپرسم، هیچ کدام از سوالهایم را جواب نمیدهد.
هوای خواب کردم تا ز هجران وارهم میلی
نرفته چشم من در خواب، هجر آمد به خواب من
هوش مصنوعی: خواستم خواب ببینم تا از دوری و جدایی رها شوم، اما چشم من همچنان در خواب هم به یاد هجران افتاد و درد جدایی در خواب هم مرا آزار داد.