برگردان به زبان ساده
چند از کوی تو چون باد نیاسوده روم
شادمان آیم و با گرد غمآلوده روم
هوش مصنوعی: به رغم اینکه در مسیر تو مدام در حال حرکت هستم و آرامش ندارم، با این حال با دلی شاد برمیگردم، هرچند که غم و اندوه هنوز در کنارم هست.
مهچو گل وقت هلاکم بگشا لب، مپسند
کز جهان یک سخن از لعل تو نشنوده روم
هوش مصنوعی: ای گل همچون ماه، هنگام کشته شدنم لبخندت را بگشا، زیرا نمیپسندم که از این دنیا یک کلمه هم از لعل تو نشنیده بروم.
او برون ناید و سوی درش از غایت شوق
میروم، گرچه یقین است که بیهوده روم
هوش مصنوعی: به خاطر شدت شوق و عطش دیدارش، به سمت درش میروم، هرچند میدانم که بیفایده است و او بیرون نخواهد آمد.
تا کس از زردی رخسار، مرا نشناسد
سوی او چهره به خون جگرآلوده روم
هوش مصنوعی: تا کسی نتواند از چهره زرد من مرا بشناسد، به سوی او میروم با چهرهای که به خون دل آلوده شده است.
شادمانم که مرا شوق به سویش آرد
میلی از کویش اگر با تن فرسوده روم
هوش مصنوعی: خوشحالم که عشق و شوقی در دلم است که مرا به سوی او میکشاند، حتی اگر با بدن خسته و ناتوان هم به آنجا بروم.