برگردان به زبان ساده
باز آتشی به جان بلاکش فکندهام
خود را به دست خویش در آتش فکندهام
هوش مصنوعی: من دوباره آتشی در دل آن محبوب افکندهام و خودم هم به دست خودم در آتش عشق افتادهام.
سرگرمیی به عشق خودم دست داده است
هرگه نظر بر آن رخ مهوش فکندهام
هوش مصنوعی: من به عشق خود مشغول هستم و هرگز چشم از چهرهی زیبا و دلنشین او برنمیدارم.
من از کجا، خیال عنانگیری از کجا
خود را بس اینکه در ره ابرش فکندهام
هوش مصنوعی: من از کجا آمدهام و چطور میتوانم خود را کنترل کنم؟ فقط به این دلیل که در مسیر ابر او قدم گذاشتهام.
نقش تو چون گذشته به دل، صد شکن درو
از پیچ و تاب زلف مشوش فکندهام
هوش مصنوعی: تصویر تو هنوز در دل من باقی مانده است و من از زیبایی و پیچش موهایت، به شدت تحت تأثیر قرار گرفتهام.
رخت صلاح و زهد در آتش فکندهایم
میلی نظر چو بر می بیغش فکندهام
هوش مصنوعی: ما لباس تقوا و زهد را در آتش افکندهایم و هیچ تمایلی به نگاه کردن به آن نداریم، بلکه به شراب بیدردسر و نابخته مینگریم.