برگردان به زبان ساده
دوش مستی را همآغوش جنون میساختم
بهر خود اسباب رسوایی فزون میساختم
هوش مصنوعی: شب گذشته، در حالی که تحت تاثیر مستی بودم، خود را در آغوش جنون مییافتم و برای خود، وسایل رسوایی بیشتری فراهم میکردم.
ز آتش می صحبت ما با رقیبان گرم بود
هر زمان افسردهای را گرمخون میساختم
هوش مصنوعی: در جمع ما همواره گفتگوها با دوستان به شدت و گرمی ادامه داشت، و هر وقت یکی از ما ناراحت میشد، من او را شاداب و پرانرژی میکردم.
بس که میدیدم ز مستی گوش بر حرف خودش
هر دم اظهار محبت را فزون میساختم
هوش مصنوعی: هر چه بیشتر از شوق و مستی به سخنان خودم گوش میدادم، محبت و عشقورزیام نیز فزونی میگرفت.
گر خبر میداشتم از تلخکامیهای بزم
با خمار آلودگیهای برون میساختم
هوش مصنوعی: اگر میدانستم که جشنها و مهمانیها چه تلخیهایی دارند، دیگر به سراغ مستی و خوشگذرانی در آنها نمیرفتم.
تا شدم افسرده میلی، حیرتی دارم که من
با چنان سوزی تمام عمر چون میساختم
هوش مصنوعی: زمانی که احساس افسردگی به سراغم آمد، در حالی که حیرتزدهام، به این فکر میکنم که چطور با وجود این همه سوز و درد، تمام عمر خود را به همین شکل گذراندهام.