برگردان به زبان ساده
شب به مستی گله چندان ز عتابش کردم
که بر افروخته از جام حجابش کردم
هوش مصنوعی: در شب، با شادمانی و سرمستی، آنقدر از تلخیهایش گفتم و شکایت کردم که او از خشم و ناراحتی، حجابش را کنار زد و به من توجه کرد.
منفعل گشتم ازو، گرچه نمیگفت جواب
بس که از پرسش بسیار، غذابش کردم
هوش مصنوعی: از او تاثیر گرفتم، هرچند که چیزی نمیگفت. به خاطر پرسشهای زیاد، او را رنجاندم.
از دلم رفت برون رشک سوال دگران
هر گه اندیشه ز تلخیّ جوابش کردم
هوش مصنوعی: از دل من حسرت و حسد بقیه خارج شد، هر بار که به تلخی به فکرش میافتادم، جوابش را میدادم.
دوش همخانه شد از ناله زارم بیدار
گرچه صد بار ز افسانه به خوابش کردم
هوش مصنوعی: دیشب، به خاطر صدای نالهام، همسفرم بیدار شد و اگرچه بارها سعی کردم او را با داستانهایم به خواب ببرم، اما موفق نشدم.
خانه صبر چنان سست بنا شد میلی
که به یک دم ز نَمِ گریه خرابش کردم
هوش مصنوعی: صبر من آنقدر ضعیف و بیاساس بود که با یک لحظه گریه، تمام آن را خراب کردم.