برگردان به زبان ساده
ز من غافل چو گردد از غرور حسن، بد خویم
به تقریبی کنم هر دم سخن، تا بنگرد سویم
هوش مصنوعی: وقتی که زیبایی تو از من غافل شود و به خاطر این غرور دچار خودپسندی شوی، من به صورت بد و با ناپسندی به تو نزدیک میشوم و هر لحظه حرفی میزنم تا تو به من توجه کنی.
ز کوی دوست رفتم از جفای دشمنان، یا رب
چه او را بگذرد در دل نبیند چون در آن کویم
هوش مصنوعی: من از محله دوست دور شدم به خاطر بدیهای دشمنان. ای خدا، آیا او از دل من میگذرد در حالی که من در آن محله هستم و او این را نمیبیند؟
حجابش تا نگردد مانع دشنام، هر ساعت
به بزم او حکایتهای گستاخانه میگویم
هوش مصنوعی: تا زمانی که حجابش مانع بیاحترامی نشود، هر لحظه در محفل او سخنان بیپروا و جسورانهای میگویم.
اگر بختم کند یاری که تنها بینمت جایی
حجاب حسن نگذارد ترا تا بنگری سویم
هوش مصنوعی: اگر بخت یار باشد و تنها تو را ببینم، هیچ مانع و حجابی نمیگذارد که زیباییات را ببینم و به سمت تو بیفتم.
همین بس حاصل دیوانگی میلی که هر ساعت
به سویم سنگ در کف میدود طفل جفا جویم
هوش مصنوعی: اینکه دیوانگی من به حدی رسیده که هر لحظه بچهای که به من ظلم کرده، با سنگ در دستانش به طرف من میآید، خود گواهی بر وضعیت من است.