برگردان به زبان ساده
گرم آمدم سوی تو و افسرده میروم
یعنی که زنده آمدم و مرده میروم
هوش مصنوعی: وقتی به سوی تو آمدم، با شور و شوق آمدم، اما حالا در حال رفتن احساس دلسردی و ناراحتی دارم. این نشان میدهد که با زندگی و انرژی وارد شدم، اما اکنون مانند کسی هستم که مرده است.
از باغ عشق، من که گیاه محبّتم
در خشکسال تفرقه پژمرده میروم
هوش مصنوعی: از باغ عشق، من که در این دوران بینیازی و جدایی، احساس محبتام پژمرده و در حال رفتن است.
بیرحمیات اجازت یک مردمی نداد
هر چند یافتی که دل آزرده میروم
هوش مصنوعی: سختگیری و بیرحمی تو به من اجازه نداد که به عنوان یک انسان، احساسات و نیازهایم را ابراز کنم، هرچند که تو متوجه شدی که من از این وضعیت آزرده خاطر هستم و میخواهم بروم.
خوشدل به بزم او بنشین مدّعی، که من
هر جا غمیست همره خود برده میروم
هوش مصنوعی: با دل شاد در محفل او بنشین، ای مدّعی! چون من هر کجا که غمی وجود دارد، با خود مشغول هستم و به آنجا میروم.
روز شمار، دست من و دامنت که من
خود را ز اهل بزم تو نشمرده میروم
هوش مصنوعی: زمان در حال گذر است و من در حالی که خود را از جمع عزیزانت جدا میکنم، به سمت دیگری میروم.
بادا بقای او، که چو میلی من از جهان
زهر فنا زجام اجل خورده میروم
هوش مصنوعی: باشد که او باقی بماند، چون من از دنیای فانی به قدری غمگین و دلشکستهام که مانند کسی که از جام مرگ نوشیده، در حال رفتن هستم.