برگردان به زبان ساده
ز ضعف، دست به دیوار داده آمدهام
به هر دوگام، زمانی ستاده آمدهام
هوش مصنوعی: به دلیل ناتوانی، به دیوار تکیه کردهام و به آرامی حرکت میکنم، هر قدم که برمیدارم لحظهای هم میایستم.
ز بس که پیش تو خوارم، ز پندگو بر خویش
در هزار ملامت گشاده آمدهام
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه در مقابل تو احساس کوچکی و خاری میکنم، از گفتههای دیگران درباره خودم، به راحتی میگذرم و بر سر خودم عیب و نقصها را میپذیرم.
به خاطر از تو مرا هر چه هست میگویم
که دل به هر چه تو گویی نهاده آمدهام
هوش مصنوعی: من هر چیزی که دارم به خاطر تو میگویم، زیرا دل به هر چیزی که تو بگویی سپردهام و به همین دلیل به اینجا آمدهام.
رمیده از تو دل ناامید و من از شوق
فریب او به وفای تو داده آمدهام
هوش مصنوعی: دل من از تو دور و امیدوار نیست، اما من به خاطر شوق فریب این دل ناامید، با وفای تو آمدهام.
خدای را به درآ تا ببینمت، کامروز
هزار بار بدین در زیاده آمدهام
هوش مصنوعی: ای خدا، در را برایم بگشا تا بتوانم تو را ببینم. امروز هزار بار به این در آمدهام و منتظرم.
بر تو گرچه فرستادم خبر که بیا
ز شوق در پی قاصد فتاده آمدهام
هوش مصنوعی: اگر چه برایت پیامی فرستادم که بیا و از شوق من بخوان، اما به خاطر محبت تو، خودم با شوق و ذوق به دنبال قاصد آمدهام.
بد است حلیهگری، خوشدلم به این میلی
که ناامید نیّم بس که ساده آمدهام
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به احساسات خودش اشاره میکند. او از اینکه با ظاهر سادهاش به دنبال عشق یا دوستی است، ناراحت نیست و به امیدی که هنوز در دل دارد، خوشحال است. به این معنی که اگرچه ممکن است دیگران فریبکار باشند یا به او نیامده باشند، او همچنان به سادگی و حقیقت خود ایمان دارد و ناامید نیست.