برگردان به زبان ساده
آتش به دل افروختن من شده نزدیک
وز پهلوی دل، سوختن من شده نزدیک
هوش مصنوعی: دل من در آتش عشق میسوزد و این آتش به قدری نزدیک است که حس میکنم تمام وجودم را فرا گرفته است. به گونهای که سوختن من به دل و جانم نزدیک شده و نمیتوانم آن را از خود دور کنم.
در دل، پی افروختن آتش حسرت
خار ستم اندوختن من شده نزدیک
هوش مصنوعی: در دل خود آتش حسرت را برافروختهام و بر اثر ظلم و ستم، درد و زخمهایی را برای خود جمع کردهام. اکنون این احساسات به من نزدیک شدهاند.
جمعند به نزدیک تو اغیار و زغیرت
با دوریات آموختن من شده نزدیک
هوش مصنوعی: جمع زیادی از افراد ناآشنا به تو نزدیکند و از دوری تو به آنها آموختهام که چگونه با تو رفتار کنند.
از گرمی شوقت که دمادم شود افزون
چون شعله برافروختن من شده نزدیک
هوش مصنوعی: با شدت عشق تو، احساسات من هر لحظه بیشتر و بیشتر میشود، مانند شعلهای که در حال شعلهور شدن است و به من نزدیک میشود.
چاک دل میلی که زتیغ ستم اوست
با تیر دعا دوختن من شده نزدیک
هوش مصنوعی: دل من زخمی است که به دست ستمگری ایجاد شده و حالا با دعا و درخواست من، این زخم به نوعی التیام مییابد.