برگردان به زبان ساده
از شکر خنده آن گل به من افتاد آتش
غنچه بشکفت و به مرغ چمن افتاد آتش
هوش مصنوعی: چهره زیبا و خنده آن گل شکرین، قلب من را به شور و نشاط درآورد و باعث شد که غنچهها باز شوند و آتش عشق و زندگی در فضای چمن برافروخته شود.
نیست پر خون کفن کشته عشقت، که به دل
آه او شعله زد و در کفن افتاد آتش
هوش مصنوعی: کفن کشته عشق تو از خون پر نیست، اما آه او به دل من آتش زد و آن آتش در کفن شعلهور شد.
مانده عریان تنم ای شمع که از سینه چاک
شعله زد آهم و در پیرهن افتاد آتش
هوش مصنوعی: ای شمع، من بیپناهم و آتش در دلم شعلهور است. آهی که از عمق وجودم بلند میشود، پردهپوشی از وجودم را سوزانده و آتش را به رخسارم آورده است.
خوی هر چند به نادیدن رویت کردم
روی بنمودی و در جان من افتاد آتش
هوش مصنوعی: اگرچه به خاطر نداشتن دیدن تو، خود را از تو دور کردهام، اما در واقع تو با چهرهات خودت را به من نشان دادی و آتشی در دل من به وجود آوردی.
شمع بزم دگرانی تو و میلی از رشک
گشت پروانه و در انجمن افتاد آتش
هوش مصنوعی: تو روشنایی مجلس دیگران هستی و پروانه به خاطر حسادت به تو، دچار اشتیاق شده و در جمع به آتش میافتد.