برگردان به زبان ساده
ای خوش آن صید که آسوده ز جان دادن خویش
دید ز انداختن تیر تو افتادن خویش
هوش مصنوعی: خوشا به حال آن صیادی که بدون نگرانی از جان خود، در آرامش به شکار میپردازد و از فرود آمدن تیر تو هیچ ترسی ندارد.
شب که در بزم به افسردهدلان بنشینی
شمع سوزد ز پشیمانیِ اِستادن خویش
هوش مصنوعی: در شبهای شاد و مهمانی وقتی که در کنار افرادی با دلهای غمگین نشستهای، شمعی که میافروزی، نشانهای از اندوه و پشیمانی بر جایگاه خودت است.
از جوابش منِ آواره چنان نومیدم
که فرامش کنم از نامه فرستادن خویش
هوش مصنوعی: به خاطر جوابش به قدری ناامید و سرگردان شدهام که حتی فراموش کردهام نامهای برای او بفرستم.
یار خواهد که به مرگم شود آسوده و من
شرمساری کشم از سختی جان دادن خویش
هوش مصنوعی: دوست میخواهد که با مرگ من راحت شود، اما من از درد و رنجی که در لحظهی جان دادن تجربه میکنم، شرمندهام.
خواری عشق، مسلّم شده میلی بر من
دارم این مرتبه، از مرتبه ننهادن خویش
هوش مصنوعی: عشق و زوال آن برای من به وضوح روشن شده است و این بار میخواهم با اراده و قاطعیت بیشتری نسبت به خودم عمل کنم.