برگردان به زبان ساده
درین غمم که مباد از نگاه دم به دمش
به آشنایی پنهان کنند متّهمش
هوش مصنوعی: در این اندوهی که دارم، نمیخواهم کسی از نگاهش به طور پنهانی به من نزدیک شود و مرا متهم کند.
ز نامه حالت عاشق نمیتوان دانست
که غیر نام تو بیرون نیاید از قلمش
هوش مصنوعی: از نوشتههای یک عاشق نمیتوان فهمید که او چه حالتی دارد، زیرا تنها نام توست که از قلم او خارج میشود و غیر از آن چیزی نمینویسد.
ز دردمندی من، غیر شاد و من خوشدل
که در نیافته بی درد لذت المش
هوش مصنوعی: من از درد و رنج خود ناراحت نیستم و خوشحال هستم، زیرا کسی که درد را درک نکرده، لذت شادیها را نمیفهمد.
رسیده خواریام آنجا که بی تو هم از رشک
به پیش غیر توانم فتاد در قدمش
هوش مصنوعی: به جایی رسیدهام که حتی در غیاب تو، از حسادت به دیگران نمیتوانم خود را کنترل کنم و فقط در سایهات احساس خوار بودن میکنم.
نیارَدَم به نظر از غرور و پندارد
که میروم به سرِ راه انتظار، کمش
هوش مصنوعی: به نظر نمیآید که من از روی خودخواهی و اعتماد به نفس، به انتظارش نمیرسم.
به این غرض ز ستم ناله میکند میلی
که یار بشنود و یاد آرد از ستمش
هوش مصنوعی: در اینجا کسی به خاطر ستمی که دیده، با ناله و گلهای به یاد گرامیاش میافتد و امیدوار است که یارش صدای او را بشنود و سختیها و رنجهایی که تجربه کرده را به یاد بیاورد.