برگردان به زبان ساده
جان رفت و سینه تیر غمت را نشان هنوز
دل شاهباز عشق ترا آشیان هنوز
هوش مصنوعی: جان من رفته و نالهها و غمهای تو هنوز در سینهام باقی مانده است. دل پرندهای عاشق، هنوز هم به یاد تو و به خاطر تو میتپد.
در زیر خاک، دل به همین خوش کنم که هست
از خون من نشانه بر آن آستان هنوز
هوش مصنوعی: در زیر خاک، با خود میگویم که حداقل خوشحالم که هنوز نشانی از وجود من بر آن درگاه باقی است.
دانستهای که مهر تو با جان نمیرود
کز خاک کشتگان گذری سرگران هنوز
هوش مصنوعی: میدانید که عشق و محبت تو به آسانی از وجودم نخواهد رفت؛ حتی بعد از مرگ و در خاک مدفون شدهها، هنوز هم نشانههایی از آن باقی است.
راز نهانیام شده افسانه در جهان
وین طرفهتر که میکنم از خود نهان هنوز
هوش مصنوعی: راز پنهان من به یک داستان معروف در دنیا تبدیل شده است و جالبتر اینکه با وجود این معروفیت، هنوز هم از خودم مخفی میمانم.
این غم کجا برم که به من از جفای تو
شد غیر مهربان و تو نامهربان هنوز
هوش مصنوعی: این غم کجا بروم که به خاطر خیانت تو، دنیا بر من سخت و بیرحم شده و تو همچنان بیرحم هستی.
یارب کجا پیالهٔ لبریز دادهاند
کز باده آستین تو دارد نشان هنوز
هوش مصنوعی: ای خدا، کجاست آن جامی که پر از شراب است و هنوز آثار باده از آستین تو پیداست؟
میلی درین خیال که بردارد از تو دل
تو دل ازو گرفته و در قصد جان هنوز
هوش مصنوعی: در این خیال که کسی به تو علاقه دارد و دل تو را به دست آورده، خودت همچنان در تلاش برای به دست آوردن جان و دل او هستی.