برگردان به زبان ساده
صحرای دل ز آتشِ مَی شد حجابسوز
زد آتشم به جان ز رخ آفتابسوز
هوش مصنوعی: بیان میکند که دل انسان با آتش عشق و احساسات گرم شده و این احساسات به شکل حجاب و مانع در آمدهاند. آتش عشق به جان او آسیب میزند، مانند سوزش آفتاب که به شدت بر او تاثیر میگذارد.
اوّل ز روی گرم، دلم را کباب کرد
آخر به خندهٔ نمکین شد کبابسوز
هوش مصنوعی: در ابتدا با لبخند گرمش دل مرا به شدت تحت تاثیر قرار داد و در نهایت با خندهی جذاب و شیرینش آتش در دلم را سوزاند.
بودم ازو چو شعلهٔ آتش در اضطراب
با آنکه بود بیخودیام اضطرابسوز
هوش مصنوعی: من همچون شعله آتش در تشویش و ناراحتی بودم، با اینکه در حالت بیخودی و فراموشی، این ناراحتی من را میسوزاند.
هر دم شدی ز بیخودیام گرم صد عتاب
گر آتش حجاب نبودی عتابسوز
هوش مصنوعی: در هر لحظه از دیوانگیام با سرزنشها و تذکرها پر میشوم. اگر مانع و حجاب نمیبود، این سرزنشها به مانند آتشسوزی در وجودم شعلهور میشدند.
امشب خیال آن لب پرشور تا به روز
در چشم خونفشان چو نمک بود خوابسوز
هوش مصنوعی: امشب فکر آن لب دلربا تا صبح در چشمانم مانند نمکی سوزان است.
میلی در آرزوی جمالش نسوختی
گر آفتاب حسن نبودی نقابسوز
هوش مصنوعی: اگر میل و希望ی به زیبایی او در دل نبودی، گرنه آفتاب حسن، با حجاب و پوشش خود، سوزاننده نبود.