برگردان به زبان ساده
جان ندادهست بَرَت عاشق بیمار هنوز
باش یک دم که نگردیده سبکبار هنوز
هوش مصنوعی: عشاق دردی کشیدهاند و هنوز به معشوقشان نرسیدهاند. کسی که عاشق است، هرگز روحش را از دست نداده و هنوز هم در حال تحمل درد و رنج است. بگذار لحظهای بگذرد، زیرا هنوز در این مسیر از زیر بار مشکلات آزاد نشده است.
نیمبسمل شدم از آهوی صیدافکن تو
چه کند تا به من آن غمزهٔ خونخوار هنوز
هوش مصنوعی: نیمهجان شدم از نگاه شکارچی چشمان تو، اما این غمزهی خطرناک هنوز چه بر سرم میآورد؟
ریختی خون من و سوی تو نگشایم چشم
دارم از خوی تو اندیشهٔ بسیار هنوز
هوش مصنوعی: تو خون من را ریختی و من به سمت تو چشم نمیدوزم، اما هنوز افکار زیادی در مورد خودت دارم.
غیر را یافتم افسرده و از سادهدلی
راز خود گفتم و او بوده گرفتار هنوز
هوش مصنوعی: دیگری را دیدم که ناراحت بود و به خاطر سادگی خود، اسرارم را با او در میان گذاشتم، در حالی که او هنوز در مشکلاتش گرفتار بود.
منفعل نیست ز همراهی میلی، گویا
نیست از عاشقیاش یار خبردار هنوز
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که عشق او به قدری عمیق است که حتی در کنار کسی دیگر هم تحت تأثیر قرار نمیگیرد، و هنوز هم یار او از احساسات عاشقانهاش بیخبر است.