برگردان به زبان ساده
سر مست آرزو را، رسم ادب نباشد
گر سر نهم به پایت، باری عجب نباشد
هوش مصنوعی: اگر دل سرشار از آرزو باشد، شایسته نیست که نسبت به او رفتار نامناسبی داشته باشی؛ اگر بهپایت بیفتم، تعجبی نخواهد بود.
چون شانه روبهرویش دیدم، ولی ندیدم
یک تار مو که بر وی، دست طلب نباشد
هوش مصنوعی: وقتی شانهاش را دیدم، متوجه شدم که هیچ مویی از او نیست که دست طلب به سویش دراز نکرده باشم.
نتوان چو گریه کردن، روز از حجاب مردم
خالی نمیشود دل، گر تیره شب نباشد
هوش مصنوعی: اگر نتوانیم مانند گریه کردن، روز را از حجاب مردم خالی کنیم، دل ما در روشنایی روز نیز نمیتواند آزاد باشد، مگر اینکه شب تاریک نباشد.
از زندگی چه دارم، کز مرگ رو بتابم
گیرم که نیمجانی، دایم به لب نباشد
هوش مصنوعی: زندگی برایم چه ارزشی دارد وقتی که از مرگ بگریزم، زیرا که در هر حال، همیشه حس میکنم جانم به لب رسیده است.
چون نرگس تو باشد، در بزم ناز ساقی
بیباده از حریفان، مستی عجب نباشد
هوش مصنوعی: وقتی که تو مانند نرگس زیبا هستی، در مهمانی و بزم عشق، حتی اگر ساقی بیگلاب و شراب باشد، حال و هوای مستی از دیگران طبیعی است.
در بزم وصل، میلی در گریه چند باشی
بنشین که جای ماتم، بزم طرب نباشد
هوش مصنوعی: در جمع دوستانهای که در آن عشق و وصال وجود دارد، چرا باید در اندوه و گریه بگنجی؟ بهتر است که در این گونه مجالس، به شادی و سرور بپردازی، چون جایی برای غم و ماتم نیست.