برگردان به زبان ساده
صف شکن ترک مرا بر سر مرکب نگرید
صف مژگان به خونریز مرتّب نگرید
هوش مصنوعی: ترکی که در صف، آماده نبرد است، به من نگاه نمیکند و چشمانش که چون تیغ تیز است، به خون تهنیدلهای من هم توجه نمیکند.
ای غریبان، به فریب نگهش دل مدهید
خلق شهری همه در ناله یارب نگرید
هوش مصنوعی: ای کسانی که غریب هستید، فریب ظاهر او را نخورید. همه مردم شهر در حال ناله و گله هستند و به درگاه خداوند شکایت میکنند.
تا ز آزادی آن طفل رساند خبری
قاصد اشک مرا در ره مکتب نگرید
هوش مصنوعی: تا وقتی که قاصدی خبر از آزادی آن کودک به من برسد، اشکهایم در راه مکتب نریزد.
من به خوناب جگر خوردن و در بزم رقیب
دمبهدم بر لب او جام لبالب نگرید
هوش مصنوعی: من به خاطر دلدرد و رنجی که دارم، در حالی که در جشن دیگران هستم، هر لحظه به یاد او میروم و نمیتوانم از فکرش بیرون بیایم.
روز بختم ز شب هجر بسی تیرهتر است
با چنین تیرگی روز سیه، شب نگرید
هوش مصنوعی: روزهایی که من دارم از شبهای دوریام خیلی تیرهتر است. با این همه تیرگی در روزهای سیاه، شب هرگز گریه نمیکند.
من که آسوده ز بیهوشی دوشین بودم
بیقرار امشبم از بیخودی تب نگرید
هوش مصنوعی: امشب حال من کاملاً متفاوت است. در حالی که دیشب از بیحالی و بیخبر بودن آرام بودم، حالا به شدت بیقرار و مضطربم، گویی تب و تابی در وجودم جریان دارد که من را سرگردان کرده است.
میلی از کفر سر زلب بتی میلافد
با همه مشرب ازو دعوی مذهب نگرید
هوش مصنوعی: شوق و اشتیاقی از ناحیه کفر در لبان بتپرستی وجود دارد که حتی با داشتن اعتقادات متفاوت، از او طلب عقیده و مذهب میکند و بر این اساس تحت تأثیر او قرار نمیگیرد.