برگردان به زبان ساده
سخنم را چو به بزم تو سری بگشایند
تا کنی گوش، پیام دگری بگشایند
هوش مصنوعی: وقتی که در محفل تو صحبت کنم و آغاز به سخن کنم، تو باید با دقت گوش کنی تا پیام جدیدی را منتقل کنم.
قاصدان از تو شنیدند سخنها که ز شرم
نتوانند زبان در خبری بگشایند
هوش مصنوعی: پیاماوران از تو شنیدهاند داستانهایی که چنان شرم کردهاند که نمیتوانند در مورد آنها صحبت کنند.
در به در طلبت گشتهام و این هم نیست
که دری بهر چو من دربهدری بگشایند
هوش مصنوعی: من به هر طرف دنبال تو گشتهام و این فقط نیست که به خاطر کسی مثل من دردمند در را باز کنند.
مژده باد ای دل آزرده که این سنگدلان
در آزار بر آزردهتری بگشایند
هوش مصنوعی: خبر خوشی برای دل غمگین تو دارم که این افراد بیرحم، در هنگام آزار و زخم زدن، بر دل آزردهتر تو رحم خواهند کرد و به تو آرامش خواهند داد.
دل صیاد وشان صید شود گر ز کمین
آهوان تو کمند نظری بگشایند
هوش مصنوعی: اگر نگاه تو به سوی من بیفتد، دل شکارچی هم دلتنگ و حیوانی خواهد شد که در کمینش نشسته است.
پرده بگشا که گل روی تو سیراب شود
گر بر آن تشنهلبان چشمتری بگشایند
هوش مصنوعی: پرده را کنار بزن تا زیبایی صورت تو سیراب شود، اگر عاشقان تشنه لب بر گرد تو نگاه محبتآمیز خود را بگشایند.
تیر جور تو گر از سینه میلی بکشند
دری از غیب به خونین جگری بگشایند
هوش مصنوعی: اگر تیر زهرآگین تو به قلب کسی اصابت کند، درهای پنهان و غیبی به روی قلبی زخمخورده باز خواهد شد.