برگردان به زبان ساده
آنچنان بدگمان که بود، نماند
در پی امتحان که بود، نماند
هوش مصنوعی: او به قدری بدگمان بود که دیگر دلش به امتحان و آزمایش نماند.
وعدهاش بیوفا نماند، که بود
غمزه نامهربان که بود، نماند
هوش مصنوعی: وعدهاش پوچ نمیشود، زیرا آن کسی که با نگاهش دل میبرد، دیگر وجود نخواهد داشت.
زلف او سرکشی که کرد، گذشت
چشم او سرگران که بود، نماند
هوش مصنوعی: زلف او آنقدر زیبا و فریبنده است که چشمان انسان را نوازش میکند و باعث میشود همه چیز در اطراف فراموش شود. دیگر هیچ چیزی در برابر این زیبایی باقی نمانده است.
آن نزاعی که غیر با ما داشت
پای او در میان که بود، نماند
هوش مصنوعی: درگیری و جنگی که بین ما و دیگران بود، به خاطر حضور یک شخص خاص دیگر ادامه پیدا نکرد.
ظاهراً با رقیب، یار مرا
التفات نهان که بود، نماند
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که رقیب من، توجه یارم را که به صورت پنهانی به من داشت، از دست داده است.
غیر را هم ز ناشناسی حق
رنجشی بر زبان که بود، نماند
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که از ناشناسی و عدم شناخت دیگران، هیچ رنجش یا دلخوری نمیتوان بر زبان آورد و نباید به آن فکر کرد. به عبارت دیگر، چون فردی ناشناس است، نمیتوان از او گلهای داشت.
بر وفایش اگرچه ما را هم
احتمالی چنانکه بود، نماند
هوش مصنوعی: اگرچه ممکن است که ما هم به او وفادار بمانیم، اما چنین احتمالی برای ما باقی نمانده است.
سر ما گر فتاد از فتراک
غیر هم در عنان که بود، نماند
هوش مصنوعی: اگر بر سر ما بلایی بنشیند، از دست غیر نمیتوان توقعی داشت و در نهایت هیچ چیز باقی نخواهد ماند.
من اگر از عنان او ماندم
با من آن نیم جان که بود، نماند
هوش مصنوعی: اگر من از کنترل او دور شدم، دیگر آن نیمی از زندگیام که همراه من بود، باقی نخواهد ماند.
عمرها بر شکست میلی بود
شکرللّه هر آن که بود، نماند
هوش مصنوعی: در طول عمرها، مردم به دنبال چیزهایی بودند که به آنچه میخواستند نرسیدند، و باید شکر خدا را به جا آورد چون هیچکس نتوانست به آن اهداف برسد.